علي بن حسين انصارى شيرازى

50

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب البا بادرنج رانج را گويند و آن نارجيل است و گفته شود باقلا جرجر خوانند و فول نيز گويند طبيعت وى نزديك است باعتدال و گويند سرد است در اول و خشك است در دوم در وى رطوبتى فضلى است خاصه در تر او و بهترين وى آنست كه فربه و بزرگ بود كلف را زايل كند و بقراط گويد غذاى نيكو دهد و صحت را نگه دارد و چون مقشر كنند و دو نيمه سازند و بر زخمى كه خون آيد نهند خون را بازدارد و از خواص وى آنست كه چون بمرغ بندند از خايه بايستد و چون بكوبند و بر زهار كودكان ضماد كنند مورستن بازدارد و همچنين اگر مكرر كنند و بر موضعى كه موسترده باشند همين عمل كند و بهق را زايل كند خاصه با پوست سينه و سرفه و نفث الدم را نافع بود اما بغايت نفاخ و دشخوار هضم است ليكن ضماد كردن بر ورمهاى گرم و ورم انتيين و پستان كه شير در وى بسته بود بغايت نافع بود و قطع ادرار بول كند و چون با آرد حلبه و عسل بياميزند محلل دماميل بود و ورمهاى بن گوش و زير بغل را دفع كند و اگر با شب يمانى و زيت عتيق بر خنازير ضماد كنند تحليل يابد و چون با سركه و آب پزند و با پوست خورند اسهال كه از قرحه امعا و اسهال مزمن بود قطع كند و اولى آن بود كه چون يك‌دو جوش بزند آب آن بريزند و آبى ديگر بجاى كنند تا نفخ آن كمتر گردد و باقلاى كهن را نفخ كمتر بود و باقلا گوشت بدن زيادت كند و چون باقلا بكوبند يا باسيا خرد كنند و رقيق بپزند و روغن بادام و قند اضافت كنند و بياشامند سرفه و خشونت سينه و حلق را سودمند بود و آنچه با پوست بپزند نفخ وى زيادت بود و خارش بدن پيدا كند و مصلح وى آنست كه مقشر كنند و بپزند و در روغن مطبخن كنند و سعتر و زيره و دارچينى و فوتنج بخورند بعد از آن زنجبيل مربا بعضى از جوارشات نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : باقلا بلغت قبطى و مصرى فول و بعراق جرجر معرب كركر و بسريانى و كوفى كرانيس و قراباوس و بلغت سنجرى كالوسك و بيتى كوسك نامند لاتين VICIA FEBA فرانسه FEVE انگليسى BEAN بارزد قنه است بپارسى برزد گويند و آن سه نوع است برى و بحرى و جبلى گويند دو نوع است يكى سفيد و سبك و آن خشك