علي بن حسين انصارى شيرازى

45

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

انفاق زيت است و آن از زيتون نارسيده گيرند و درزا گفته شود انجسا انجوسا و انوجوسا گويند و آن سنجار است و گفته شود الوميا شقايق است و گفته شود انطونيا كاسنى شامى است و طبيعت آن سرد و تر است در اول نافع بود جگر گرم را انب حدق است و وغد و مغد و كبرك و حصيل نيز خوانند و آن بادنجان است و گفته شود انبالس بيونانى كرم خوانند و بپارسى درخت انگور است امايس بيونانى يعنى انگور شراب انجير آدم مانند حنظل است گرد و سرخرنگ و در ميانهء آن نقطهء سفيد باشد و آن ميوه درختى است در هندوستان صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ماهيت آن ابو ريحان در صيدنه خود نوشته كه ميوهء آن بزرگتر از جوز و رنگ آن سياه مايل بخاكسترى و صيقلى و در پهنى و گردى به انجير ماند و بهندى آن را كله گويند انزروت صمغ خارى است كه آن را شايكه خوانند و سرخ و سفيد بود و هر دو از يك خار حاصل مىشود و چون حرارت آفتاب در وى اثر كند و كهن گردد سرخ شود و آن را عنزروت و عنزرو و كنجده خوانند و بشيرازى كرزد و گويند از كوه شبانكاره و لورده جان خيزد و بهترين آن سفيد بود كه بزردى مايل بود و طبيعت آن گرم است در دوم و خشك است در اول بغايت تلخ بود اگر با سفيده تخم‌مرغ يا با شير سحق كنند و در چشم كشند درد چشم را نافع بود بخاصيت مسهل بلغم لزج بود و صفرا و شربتى از وى نيم درم تا يك درم باشد و مضر بود بروده و مصلح آن صمغ عربيست و نافع است جهت درد چشم و چسبيدن چشم و رمص كه در چشم آيد و آب آمدن از چشم بازدارد و منضج ورمها بود و محلل و اگر سحق كنند با قدرى نطرون و بر ورمها كه بر گردن بود مانند خنازير طلا كنند تحليل يابد و اگر فتيله بعسل بيارايند و با نزروت سوده بگردانند و در گوش كه ريم آيد و ريش بود نهند چند روز صحت يابد و بدل آن نيم وزن آن صبر است و مصلح آن صمغ عربى صاحب مخزن الادويه مىنويسد : انزروت بفتح همزه و ضم را به عين نيز آمده باصفهانى كنجده و اكروهك و بشيرازى كدرو و به عربى كحل فارسى و كحل كرمانى و بهندى لائى نامند