علي بن حسين انصارى شيرازى
408
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
جامع گويد ماء العسل است و گفته شد ماء الجمه بپارسى آب كمه گويند و صاحب جامع گويد كه از جماعت بازرگانان شنيدم كه به طرف هند متردد بودند و از غير ايشان از اقليما كه آن آبيست خاكسترىرنگ بغايت ناخوشبوى و چون كهن شود سياه گردد و مؤلف گويد آن از شكم ماهى گيرند كه آن ماهى را جمه خوانند و در بحر چين بود و اگر آن ماهى را چيزى مثل جوالدوزى بزنند در حال درست شود و اندرون وى مانند كيسهء بود پر از اين آب و خواص وى آنست كه هر عضوى كه شكسته بود مقدار ده مثقال بياشامند و رها نكنند كه بدندان رسد كه دندان را مضر بود در زمان آن عضو درست گردد اما بايد كه پابرجاى بسته باشد فتبارك الله احسن الخالقين و نشان اين آب آنست كه چون خورند در حال آن شخص كه استخوان وى شكسته است داند كه آب رسيد تا موضع شكسته اين مجرب است ابن مؤلف گويد در درياى هرموز حيوانيست مثل ماهى و آن را بگيرند و در اندرون وى همچنين نيز آبيست خاكسترىرنگ و آن را ماء الجمه خوانند و فروشند و به اطراف برند و گويند همان خاصيت دهد در جبر و كسر مالى عسل است و گفته شد مالسوفلن بادرنجبويه بود و گفته شد مارماهيج ماهى درازى است مانند مار و آن را مارماهى گويند ماطونيون درخت قنه است و صفت قنه گفته شد متك اترج است و گفته شد مثلث آب انگور بود كه بجوشانند و كف وى بگيرند تا چهار دنك سوزد و دو دنك بماند و منافع وى نزديك به منافع خمر بود و خونى روشن صالح از وى پديد آيد و هضم غذا بكند و چون به آب بياميزند محرورى را نيكو بود مجنح نوعى از رياحين بود بپارسى خوشنظر گويند طبيعت آن سرد و خشك بود در دويم و گويند تر است وى قابض بود منع خون رفتن بكند و طبيعت ببندد و جراحتهاى تر باصلاح آورد و ريش آن را خشك گرداند و چون عصاره وى در گوش چكانند كرم گوش بكشد و ريش آن را نافع بود و خشك گرداند و درد زايل كند مج ماش است و گفته شد