علي بن حسين انصارى شيرازى
407
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
و كف آن بگيرند و به كار دارند لاتين SERUM LACTIS فرانسه PETIT - LAIT انگليسى WHEY OF MILK ماء الورد بپارسى گلاب گويند نيكوترين آن بود كه تيزبوى بود و بطعم تلخ بود و طبيعت آن سرد بود در اول و معتدل بود در رطوبت و يبوست مايل به رطوبت مقوى دماغ و مسكن صداع گرم بود بوئيدن و طلا كردن و قوت دل و معده بدهد بوئيدن و خوردن و طلا كردن لثه را سخت كند و درد چشم ساكن كند و حرارت آن بنشاند و چون بياشامند غشى و نفث دم را نافع بود و خفقان گرم و مقوى جسم بود به عطريتى و قبضى كه دارد و چون بر سر ريزند خمار را تحليل دهد و صداع را ساكن كند و بسيار بر موى ريختن موى را سفيد گرداند و گلاب مقوى معده و مخشن سينه بود و مصلح وى جلاب به نبات بود ماء الكافور نيكوترين آن بود كه مانند روغن بلسان بود طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم محرورىمزاج را دردسر آورد و دفع مضرت وى بروغن بنفشه كنند كه با وى خلط كنند سردمزاج و پيران را در زمستان و شهرهاى سردسير موافق بود و ماسرجويه گويد و يوحنا و رازى هم كه درخت كافور چون بشكافند اين آب از وى روانه گردد و گويند با پوست درخت مختلط شده باشد بپزند و صافى كنند آن آب دهنىرنگ بود از وى بگيرند و خاصيت وى آنست كه چون در طعام كنند مگس گرد آن نگردد ماء النون آب ماهى نمكسوده را ماء نون خوانند و آن مانند مرى بود در اكثر حالات و گرمى و خشكى وى كمتر از مرى شعيرى بود چون بدان حقنه كنند درد ورك و عرق النسا و قرحهء امعا را نافع بود و ريشهاى متعفن كه در امعا بود خشك گرداند و مقطع بلغم بود ماء الملح ديسقوريدوس گويد قوت و فعل وى مانند نمك بود و قايممقام آب دريا بود در منفعت ماء العسل گرم بود قوت معدهء سرد بدهد و اشتها بياورد و بول براند و مرضهاى سرد را نافع بود و مسهل طبيعت بود چون خلطى باشد كه مستعد دفع بود و شكم ببندد چون در معده قوت نفوذ غذا به بدن بود و چون زن بياشامد اگر قراقر نزديك ناف پيدا كند آبستن باشد و اگرنه آبستن نبود و مضر بود باصحاب مرار و ورم گرم و مصلح وى ربوب فواكه حامض بود و صنعت آن يك جزو عسل و ده جزو آب شيرين بجوشانند تا ثلثى برود و دو ثلث بماند پس فروگيرند و بپالايند و اگر خواهند كه گرمى وى زياده گردد مصطكى و زعفران و زنجبيل و قرنفل و دار فلفل از هريك قدرى در صرهء بسته با وى بجوشانند ماء الحديد دوص است و گفته شد ماء القراطين شرابى است كه آن را خنديقون گويند و صاحب منهاج گويد كه از خمر يا مثلث و عسل و داروهاى گرم سازند و صاحب