علي بن حسين انصارى شيرازى

373

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

تاريكى چشم آورد با وجود آنكه در داروهاى چشم استعمال كنند و وى مضر بود به چشم كسى كه مزاج چشم وى خشك بود و كسى را كه مزاج چشم وى تر بود هيچ مضرت نبود بلكه سود دهد و كرنب سودايى مزاج و صاحب دوالى و داء الفيل و سرطان و بواسير را نشايد خوردن فى الجمله محرورى را نشايد كه بخورد و اگر بخورد و اگر خورد شراب بر سر وى خورد و سردمزاج را با خردل و سير خورد و مرق آن از پى آن بياشامد و اگر ورق وى بكوبند و ضماد كنند تنها يا با سويق مجموع ورمها را نافع بود از بلغمى و شرى و جمره و كرنب برى تلخ بود و بيشتر در ساحل دريا رويد و طبيعت وى گرمتر از بستانى بود و چون خشك كنند و سحق كنند و دو درم با شراب بياشامند از گزندگى افعى خلاص يابند و ثمر وى به مقدار فلفل سفيد بود و وى نيز جهت گزندگى افعى نافع بود و كرنب بحرى بيشتر از خارج بدن استعمال كنند و در اطليعه و تخم وى كرم بكشد و حب القرع بيرون آورد و در طعم وى شورى بود باندك تلخى ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : كرنب را بلغت رومى كرنبى اغريا گويند و اغروسوذوطوس گويند و بسريانى او را كرنبا و به فارسى كرنب گويند اطيوس گويد كرنب را قنبيط گويند و عرب خفج گويد و خفجه صاحب مخزن الادويه مىنويسد : كرنب بضم كاف و ضم نون و با فتح اول و دوم و سوم نيز آمده معرب از كرم فارسى است و نيز به فارسى كلم و باصفهانى قمريت و بيونانى قمرنبا و قرنبو و بسريانى كرانبى و كرنبا و بروسى اعاريسا و به عربى بقلة الانصار نامند كلم قمرى به لاتين BRASSICA CAULORAPA فرانسه CHOVRAVE انگليسى TURNIPCABBAGE كرنب الماء نيلوفر است و گفته شود كراث جبلى فراسيون است و گفته شد كرمة البيضا فاشرا است و گفته شد كرمة السودا فاشرستين است و گفته شد كرمة شايكه فشاع است و گفته شد كرم بپارسى درخت انگور گويند و به شيرازى رز خوانند و رازى گويد آن سرد و خشك است و ورق وى و خيوط وى چون سحق كنند صداع را نافع بود و ورق وى چون تنها ضماد كنند يا با سويق الشعير بر ورم گرم معده و التهاب آن بغايت نافع بود و عصارهء وى ورق وى قرحهء امعا را نافع بود و درد معده كه از گرمى بود و كسى كه خون قى كند و زنان آبستن را نافع بود و خيوط وى چون در آب خيسانند و بياشامند همين عمل كند و در زمان بهار چون شاخهاى وى ببرند آبى كه از آن بچكد نقطه نقطه بر قضبان منجمد شود مانند صمغ بود چون با شراب بياشامند سنگ بريزاند و چون بر قوبا و جرب متقرح و غير متقرح مالند نافع بود چون احتياج ماليدن وى بود بايد كه پيش از آن عضو را به نطرون بشويند و اگر با روغن زيت بمالند و ادمان آن كنند موى بروياند خاصه دمعه كه از قضبان تر وى گيرند و مقوى معده بود اما مخشن حلق بود و مصلح وى كثيرا بود و صمغ عربى و خاكستر چوب وى چون با سركه ضماد كنند بر مقعدى كه بواسير از آن قطع كرده باشند نافع بود و در گزندگى افعى همين عمل كند و چون با روغن گل و سداب و سركه ضماد كنند بر ورك گرم كه در سر بود سود دهد