علي بن حسين انصارى شيرازى
374
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
صاحب مخزن الادويه مىگويد : كرم بفتح كاف و سكون را و ميم لغت عربى است واحد آن كرمه و جمع آن كرمات و بيونانى اولياطيوم و به سريانى كبيشاحمرا و برومى ديدرون اسايا و به فارسى تاكورز و بهندى داكهه كاجهار نامند لاتين VITEX VINIFERA فرانسه VIN انگليسى VINE كردناج به فارسى كردانيده گويند و فاضلترين آن از مرغ فربه بود و بايد كه بر آتش سوخته گردانند و روغن بادام بخورد آن دهند متصل و طبيعت آن گرم بود معده گرم را نافع بود و ابدان متخلخل و كسى كه رياضت بسيار كشيده باشد و خواهد كه زود قوت وى زياده شود و مضر بود بمعده ضعيف و مصلح وى ميختنج بود صاحب مخزن الادويه مىگويد : كردناج بكسر كاف و سكون را و كسر دال و فتح نون و الف و جيم معرب كردناك فارسى است و آن كبابى است كه بعد از نيمپخت كردن مرغ و امثال آن به سيخ كشيده به آتش بريان مىنمايند و بهترين آن مرغ جوان فربه است كه بروغن گاو تازه آن را مكرر تسقيه كرده باشند در هنگام بريان كردن كه تر و تازه و نرم گردد كرسنه بيونانى ازونس گويند و به شيرازى كسنك و آن حبى است كه طعم آن ميان ماش و عدس بود و رنگ وى بتيرگى زند چون مقشر كنند برنگ عدس مقشر بود و هيچ چيز گاو را مانند آن فربه نكند و در ولايت بيضا و كامفيروز بسيار كارند و نيكوترين آن بود كه لون وى بسفيدى زند و دمشقى يا مصرى بود و طبيعت آن گرم بود در اول تا دويم و گويند در سئوم و خشك بود در سئوم سينه و شش را از رطوبات غليظ پاك گرداند و بر بهق و كلف و اثرها طلا كردن نافع بود و لون را نيكو گرداند و چون با سركه و افسنتين بر گزندگى عقرب ضماد كنند نافع بود و وى گوشت بروياند در جراحتهاى مقعد و چون با عسل و زراوند مدحرج بسرشند و استعمال كنند گوشت بن دندان كه خورده بود بروياند و مؤلف گويد اگر ايرسا و زراوند مدحرج و كندر و دم الاخرين با وى اضافه كنند و با سكنجبين عنصل بسرشند و بر گوشت دندان كه خورده بود نهند البته گوشت بروياند و طبيخ كرسنه چون بر شقاق كه از سرما بود و حكه كه در بدن حادث شود ريزند نافع بود و چون بريان كنند و نيك بكوبند و با عسل بياميزند و مقدار چهار درم از وى تناول كنند لاغران را موافق بود و چون با سركه استعمال كنند يا با روغن كنجد چرب كرده عسر البول را نافع بود و زحير و مغص را ساكن كند و دقيق وى ملين اورام صلب بود كه در پستان و اعضا ظاهر شود و نار فارسى را نافع بود و اطلاق طبيعت كند و ادرار بول و صفت طخن كردن وى چنانست كه بگيرند كرسنه فربه سفيد و آب بر سر آن ريزند و زمانى نيك تحريك آن مىكنند تا آب بخورد بعد از آن از آب بيرون آورند و بريان كنند تا مقشر شود پس به آسياب خرد كنند و به منخل بيزند و مقدار مأخوذ از وى دو درم بود تا سه درم و خلطى بد از وى حاصل شود و غذائى خشك بود و بسيار خوردن وى بعوض بول خون براند به قوت ادرارى كه در وى هست و مسهل خون بود و مغص و گويند مصلح وى گلاب و جو بود و گويند مصلح وى گل ارمنى بود و كاكنج صاحب مخزن الادويه مىنويسد : كرسنه بفتح كاف و را و سكون سين و فتح نون و ها معرب از كسنك فارسى است و به عربى حب البقر و بيونانى اوزونس و بسريانى كشتى و برومى ناغيونس و بفرنگى برو و به فارسى كسنك و كشن و مشنك گاوى و گاودانه و بهندى متر بفتح ميم و تاء چهار نقطه هندى كرشف قطن است و گفته شد كرويا كراويا نيز گويند و قرنياد و قرنقاد گويند و بيونانى اقارو و به لفظى ديگر تقرد و آن زيره رومى بود و بشيرازى كرويه خوانند و در قوت نزديك به انيسون بود و بمعده نيكوتر از زيره بود و طبيعت وى گرم و خشك بود در دويم و گويند در سيوم و جالينوس گويد گرم و خشك بود در اول و نيكوترين آن بستانى تازه بود بادها را بشكند و هضم طعام بكند و بول براند و كرم بكشد و حب القرع بيرون آورد و قوت معده بدهد و شكم ببندد و خفقان كه از اخلاط لزج بود سود دهد و مغص را بغايت نافع