علي بن حسين انصارى شيرازى

372

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بريزاند خاصه جبلى و مشيمه بيرون آورد و آب ورق وى چون بياشامند تنها يا با آب ورق رازيانه ترتب بلغمى را نافع بود و گويند تخم وى اقوى بود از ورق وى و رازى گويد اولى آن بود كه كسى كه از گزندگى عقرب ترسد نشايد كه كرفس خورد و داء الثعلب را نافع بود و كرفس رومى معده را نيكو بود و مضر بود عظيم مصروع را و گويند مصروع چون اصل وى از گردن آويزد ايمن بود از مضرت وى و زنان آبستن را مضر بود و صداع آورد و مصلح وى كاهو بود و بدل وى رازيانه و گويند مصلح وى معجون گل بود و مصطكى در مخزن الادويه آمده است : كرفس بفتح كاف و را و سكون فا و سين معرب از كرفش فارسى است و گفته‌اند معرب از كرسب فارسى است و بيونانى اوراسليون و بسريانى كرفشا و برومى باطراخيون و بهندى اجمود و بفرنگى سلرى و به لاتينى سلدهرى نامند لاتين APIUM GRAVEOLEUS فرانسه CELERI انگليسى CELERY كراث بپارسى گندنا گويند و آن شامى و نبطى و جبلى و برى بود و جبلى را فراسيون خوانند و گفته شد و برى را كراث الكرم خوانند و وى به قوت متوسط بود ميان ثوم و كراث و طبيعت آن گرم و خشك است در سيم و كراث نبطى كه آن را كراث المايده خوانند حراقت در وى بيشتر بود كه در شامى و در وى اندك قبضى بود و كراث شامى را مفلوط خوانند و گرمى و خشكى در وى كمتر بود از پياز و جرم وى غليظ بود دير هضم شود و نيكوترين آن نبطى بود و طبيعت وى گرم و خشك است در سيم و گويند گرم بود در سيم و خشك بود در دويم و كراث شامى اصل وى خوردن به كه فرع وى و طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم و چون با سماق بر ثاليل ضماد كنند نافع بود و با نمك جهت ريشهاى بد و خاصيت اصل وى آنست كه قولنج را نافع بود و بول را براند و مفتح بود و كيموس بد دهد و شبكورى آورد و حيض براند و مضر بود بمثانه ريش شده و گرده و ورق وى سودمند بود جهت رطوبت رحم و كراث نبطى چون آب وى با سركه و دقاق كندر بياميزند قطع دم كند خاصه رعاف و وى محرك شهوت بود و چون با عسل بياميزند و لعق كنند نيكو بود جهت دردى كه عارض شود در سينه و قرحه شش و چون بخورند قصبه شش را پاك گرداند و اگر ادمان خوردن وى كنند تاريكى چشم آورد و معده را بد بود و مصدع باشد و مولد بخار بد بود و مصلح وى آن بود كه بجوشانند در آب و بعد از آن در آب سرد خيسانند پس از آن در سركه و مرى و روغن بپزند و بخورند و بواسير را عظيم سودمند بود و طبيخ وى كوفته بر گزندگى افعى و جانوران نافع بود و اگر بر بواسير كه سبب آن رطوبت بود ضماد كنند بغايت نافع بود و گرم‌مزاج را موافق بود بلكه درد چشم آورد و كراث برى مفرح بدن بود و ادرار بول بيشتر كند از ديگر كراثها و اگر اصل وى با روغن خسكدانه يا كنجد بپزند قولنج را نافع بود خوردن و آب آن حقنه كردن و عصاره كراث خشك مسهل دم بود كراث برى مفرح بدن بود و ادرار بول بيشتر كند و معده را بد بود و كراث نبطى قوت كمر بدهد و باه را زيادت كند تا به حدى كه عنين را به حال صحت آورد صاحب تحفه مىنويسد : كراث را به فارسى گندنا و باصفهانى تره و بديلمى كوار نامند گندنا به لاتين ALLIUM PORRUM فرانسه POIREAU انگليسى PORREAU كرنب بپارسى كرم گويند و بشيرازى كلم و آن بستانى بود و رومى بود كه آن را قنبيط خوانند و گفته شد و بحرى و برى بود و كرنب الماء نيكوترين آن نبطى بود كه كرنب بستانى بود و طبيعت آن گرم بود در اول و خشك بود در دويم و گويند در اول و گويند سرد است صاحب فلاحه گويد كرنب دو نوع بود نبطى و خوزى و نبطى مشهور بود و خوزى ورق وى قوى و غليظ بود و خشونتى داشته باشد و كرنب نبطى منضج و ملين بود و خاكستر قضبان آن در غايت تجفيف بود و منضج صلابات بود چون با سفيدهء تخم‌مرغ بود بر سوختگى آتش سودمند بود و كرنب سرفه كهن را نافع بود و طبيخ وى چون بر مفاصل و نقرس ريزند سودمند بود و عصير وى چون با شراب بياشامند درد سر زايل كند و چون با زاج و سركه بياميزند و طلا كنند بر جرب و برص نافع بود و چون كرنب بخورند آواز صافى كند و لون را نيكو گرداند و رعشه را عظيم مفيد بود بر سپرز ضماد كردن سود دهد و مرق وى سرفه و درد پشت كهن و درد زانو را نافع بود و شكم براند خاصه اگر دو نوبت بجوشانند و عصارهء وى با شراب گزندگى جانوران و سگ ديوانه را مفيد بود چون بعصاره وى سعوط كنند سر را پاك گرداند و خوردن وى در شراب دير مستى آورد ولى مولد مره سودا بود و اگر با گوشت فربه بپزند با روغن كنجد يا بادام بسيار غايله آن كمتر بود وى مضر بود بمعده و