علي بن حسين انصارى شيرازى
371
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كحيلا لسان الثور است و گفته شود كحل بپارسى سرمه را خوانند و كحل مطلق سرمه اصفهانى است كه آن را اثمد خوانند و گفته شد و كحل سليمان و كحل جلا نيز گويند كحلا اين اسم مشترك بود بر چند چيز اول بر لسان الثور دويم بر لسان الحمل سيم بر شنجار چهارم بر عسون كحل الفارس انذروت است و گفته شد كحل السودان تشميزج است و بشيمه نيز خوانند و گفته شد كحل الخولان حضض يمانى است و صفت حضض گفته شد كدر كادى است و گفته شد كرفس بر چند قسم است بستانى بود و اجامى و جبلى و صحرائى و قريشى و مشرقى و نوعى از آن در آب رويد كه آن را كرفس الماء گويند و قرة العين و سمير نيز گويند و گفته شد كرفس جبلى را فطراساليون خوانند نه همين كرفس جبلى را بلكه صحرائى را نيز فطراساليون گويند و برى را سموربيون خوانند و طبيعت كرفس گرم بود در اول و خشك است در دويم و ابن ماسويه گويد گرم بود در اول درجه دويم و خشك بود در وسط دويم و روفس گويد بستانى تر بود و اصل وى خشك بود و گويند گرم و خشك است در دويم و جالينوس گويد كرفس بستانى جهت معده سودمندتر بود از انواع كرفس از بهر آنكه لذيذتر بود بول و حيض براند و محلل رياح بود خاصه تخم وى و مفتح سده جگر و سپرز بود و معده و جگر سرد را نافع بود و بوى دهان خوش كند و عرق النسا و ربو و ضيق النفس را سود دهد و چون با نان يا سويق ضماد كنند بر ورم پستان كه از حرارت بود يا ورم چشم گرم سودمند بود و محرك قى بود و شكم را ببندد و در تخم وى ادرار بول زياده بود و گزندگى جانوران و خوردن مردار سنگ را نافع بود و قسطس در كتاب فلاحيه گويد شهوت مردان و زنان برانگيزاند و ابن سمجون از قول جالينوس گويد كه زن حامله چون كرفس بستانى بخورد چون بچه بزايد ريشهاى عفن و بثرهاى بد بر اعضا داشته باشد و نشايد كه زن چون شير دهد كرفس خورد كه بچه وى احمق شود و ضعيف العقل و فعل وى اقوى بود از تخم و بيخ وى بيشتر اطلاق كنند كه ورق وى و اقوى بود از ورق وى تخم او و نشايد كه پيش از طعام خورند و اگر بعد از طعام خورند موافق بود و عيسى بن ماسويه گويد جگر و گرده و مثانه را پاك كند و سده آن بگشايد و محلل رياح و مفتح معده بود و صرع را بغايت مضر بود و شريف گويد چون بكوبند و با عسل بياميزند درد وركين را بغايت سودمند بود و طبرى گويد ورق وى چون تر بخورند معده و جگر سرد را سود دهد و سنگ