علي بن حسين انصارى شيرازى
369
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كبد الوزغه جگر وزغه چون بر دندان خورده نهند درد ساكن گرداند كبد الكلب جگر سگ ديوانه نافع بود جهت كسى كه گزيده باشد چون بريانكرده بخورند منع ترسيدن از آب خوردن بكند كبد الخنزير البرى جگر خوك برى چون در سركه نهند گزندگى جانوران را نافع بود كبد الحجل جگر كبك چون خشك كرده بكوبند يك مثقال از وى مصروع را نافع بود كبد الذئب درد جگر را نافع بود در آثاناسيا بدل آن نيم وزن آن ريوند و نيم وزن آن دارفلفل بود كبد الايل جگر گاو كوهى و بز كوهى چون شرحه كنند و دار فلفل بر آن پاشند و بر آتش بريان كنند و رطوبت آن در چشم كشند شبكورى را زايل كند و در ابتداى نزول آب بغايت نافع بود و چون جگر وى خشك كرده سحق كنند و در چشم كشند شبكورى و تاريكى چشم زايل كند صاحب مخزن الادويه تحت عنوان كبد مىنويسد : بفتح كاف و كسر با و دال و بكسر كاف نيز و سكون با هر دو آمده و به فارسى جگر و بيونانى بروسيا و امروسيا نيز و برومى شفابرا و بتركى بورك و بهندى كليجا نامند و جمع كبد اكباد و كبود است فرانسه FOIE انگليسى LIVER كباب نيكوترين آن از گوشت بره فربه رسيده بريان كرده بود و بايد كه اجتناب كنند از آنكه كبابى كه بر چوب انجير و دفلى و بيد انجير و مانند آن كباب كرده باشند و طبيعت آن گرم و تر بود غذاى وى بيشتر از غذاى مشوى بود و سودمند كسى را كه رگ زده باشد يا حجامت كرده باشد اما معدهء ضعيف را مضر بود از بهر آنكه ديرتر از مشوى هضم شود و مصلح وى اطريفل بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : كباب به فتح كاف لغت عربى است به معناى گوشت بريان كرده به آتش كتم صاحب جامع گويد وسمه است و گفته شود كبت حنظل است و گفته شد