علي بن حسين انصارى شيرازى
350
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بود در اول و گويند معتدل بود در حرارت و گويند در وى قبضى بود و مانند صمغى از قصب گيرند سفيدى كه در چشم بود زايل كنند و نيشكر قى آورد و سرفه و سينه را نافع بود و مثانه پاك كند و خون معتدل از وى حاصل شود و بول براند و رطوبت زدايد و مولد نفخ و رياح بود و اولى آن بود كه به آب گرم بشويند و مقشر كنند تا نفخ از آن زايل كند قصب الذريره نى باريكى است مانند نى قلم و باريكتر نيز بود و آن دو نوع بود يك نوع به چوب كنجد خشك ماند و آن نوع كوتاهتر بود به مقدار يك وجب اندكى درازتر و يك نوع ديگر املس بود و بقد دراز بود و از يك گز درازتر بود و بطعم تلخ و تيز بود و برنگ تيره بود و چون بشكنند مانند نسج عنكبوت چيزى در اندرون وى بود و اين نوع از طرف كوليكوب و طرف هند آورند و آن را بر كينبه خوانند نيكوتر و خوبتر بود و آن نوع كه به نبات سمسم ماند بر سرشاخهاى وى تخم بود مانند نخودى كه در غلاف بود و آن تيزى و تلخى ندارد و اين نوع هم از هند خيزد اما بد بود طبيعت وى گرم و خشك بود تا سيوم ملطف بود با اندكى قبضى محلل اورام بود و كوفتگى عضله را نافع بود و ورم جگر و معده را با عسل نافع بود خاصه چون با تخم كرفس بياشامند و تقطير البول و استسقا را نافع بود و چون زن در طبيخ آن بنشيند و بياشامد درد رحم را نافع بود و درد دل را مفيد بود و مقدار ماخوذ از وى يك درم بود و بدل آن اظفار الطيب بود يا صندل و عدس مر صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قصب الذيره بفتح ذال و كسر لا و سكون يا و فتح را لغت عربى است و نيز به عربى قصب بوا و بسريانى قصادبيسما و يونانى ارمنيقون و برومى اقياقيلونى و به فارسى نى نهاوندى و بر كينبه و بهندى چرايتا و چرايته و يك نوع ديگر را نيپال و بفرنگى كال دم ارمانك نامند و ديسقوريدوس قالاس ناميده است لاتين GENTIANAE CHRAYITAE RADIX انگليسى CHIRETA - ROOT قصب نى مبردى محكم بود و خاكستر وى گرم و خشك بود در آخر درجه اول يا اول درجه دويم و در اصل وى اندكى جلا بود بىحدت و همچنين ورق وى و اصل وى با پياز جذب سلى مىكند و وى بول و حيض براند و گزندگى عقرب را نافع بود و گل وى چون در گوش افتد كرى آورد و بيرون نتوان آوردن صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قصب بفتح قاف و صاد لغت عربى است و بسريانى قنا و بيونانى اثوبنون و قالامن نيز و برومى فلامارس و به فارسى نى و بتركى قابيش و بهندى سوكنده ونل و بفرنگى بروند و نوع بسيار كبير آن را بهندى بانس و متوسط آن را ترلهبانس نامند قصيصه تودرى است و گفته شد قصد عوسج است و گفته شد قصب بوا قصب الذيره است و گفته شد قصب قطرح عقيق است و گفته شد قضم فصفصه است و گفته شد