علي بن حسين انصارى شيرازى
336
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
فلاح و رجل الفروج و به فارسى كاكل و كاكسر و شابانك و نيز به فارسى و بتركى شور و بيونانى مروسيمون و برومى آوردقيون نامند قاتل النمر خانق النمر است و گفته شد در تحفه اضافه مىكند كه نزد بعضى مازريون سياه است قاتل النمل نيلوفر است و گفته شد قاتل ابيه بداسقان و بدكشان گويند و گفته شد صاحب تحفه اضافه مىكند كه نزد بعضى قطلب است قاتلتف نوعى از اشق است و گفته شد قاتل الكلب ادراقى خوانند و آن الكلب بود و گفته شد قاره بيونانى سطاخينس گويند و گفته شد قاتل العلق نوعى از آناغلس بود كه زهر ازرق بود و آن آذان الفار بود و گفته شد در تحفه مىگويد كه : شكوفه او كبود باشد و نزد بعضى مرزنجوش است قاتل الذئب خانق الذئب بود و گفته شد قاطون ارميناست و گفته شد قاوند قيونه خوانند و به پارسى پيه قاوندى گويند و روستائيان شيراز آن را شرنيلى گويند و آن را از هندوستان آورند مانند پيه بسته بود طبيعت وى گرم بود درد پائى كه از سردى بود ماليدن آن سود دارد و سرفهء كهن سرد و درد خاصره و پشت كه از سردى بود چون يك درم از وى در حسو كنند و بياشامند نافع بود و ماليدن نيز سود دهد و صاحب جامع گويد وى را از ثمر