علي بن حسين انصارى شيرازى

325

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

فرفت شاهترج است و گفته شد فرفخ بقلة الحمقا است فرفير بنسبح است فراخ الحمام بپارسى كبوتر بچه گويند و در وى حرارت و رطوبت فضلى بود و غلظى ابن ماسويه گويد گرم‌تر از گوشت جميع مرغان بود و خون بسيار از وى متولد شود و رطوبت و صاحب منهاج گويد مفلوج را گوشت وى خوردن سود دهد و گوشت وى كثير الغذا بود و كثير الفضله و سريع العفونت بود تا به حدى كه سهر آورد و مصلح وى سركه و گشنيز بود و محرورىمزاج را اولى آن بود كه به آب گشنيز و مغز خيار بالنگ خورد و رازى گويد گوشت وى گرم بود و خشك و پيه وى با حرارت ظاهر بود و موافق محرورىمزاج نبود و الا سهلتر از گوشت مرغ بيرون آيد از شكم خاصه چون به آب نخود و شبت و نمك پزند و مرق وى نافع بود سردمزاج را و كسى كه شكم وى قبضى داشته باشد و درد پشت كه سبب آن خلطى غليظ مزمن بود و گرده را فربه كند و باه را زيادت كند اما مضر بود به چشم و دماغ خاصه بريان‌كرده آن اولى آن بود كه بر سر آن چيزى بياشامند كه منع صعود بخار از سر بكند و نخود آب وى چون در آب پيه بسيار بود موافق گرده بود و باه برانگيزد و منى زيادت كند و شريف گويد ادمان اكل بريان‌كرده وى خون را بسوزاند و باشد كه بجذام كشد خاصه در مزاج طفلان كوچك و صاحب مزاجان گرم و همو گويد كه كبوتر بچه در ديگ اندازند و روغن كنجد بر سر آن كنند چندانكه آن را بپوشاند و نمك و هيچ توابل در آن نكنند و بپزند و چون پخته شود كسى كه سنگ گرده داشته باشد بخورد بفرمان خداى از وى زايل شود فرو گرمترين پوستين روباه بود بعد از آن سمور پس قاقم و هريك بجاى خود صفت وى گفته شود فسوة لضبع قعبل بود و گفته شود در صيدنه ابو ريحان مىنويسد : فسوة الضبع مرغى است از انواع سماروغ و او را بلغت عرب قعبل گويند فستق بپارسى پسته گويند گرمتر از گردكان و بادام بود و نيكوترين آن تازه بود و بزرگ و طبيعت وى گرم بود در سئوم و خشك بود در دويم و گويند گرمى وى در آخر درجه دويم بود و گويند خشك بود در سيوم و گويند در وى رطوبتى فضلى هست و گويند تر است در سيوم و سدهء جگر بگشايد و منع غثيان بكند و قوت معده و فم آن بدهد و شكم ببندد و گزندگى جانوران را سود دهد و باه را زيادت كند و سرفهء بلغمى را نافع بود و غذا اندك دهد و شرى آورد و مصلح وى زردآلوى خشك بود و شريف گويد از خواص وى آنست كه بوى دهان خوش كند و مغص را زايل كند و گويند پوست سبز بيرون وى چون در آب خويسانند و بياشامند تشنگى بنشاند و قى بازدارد و شكم ببندد و روغن وى مضر بود بمعده بخاصيتى كه در وى هست و بدل آن به وزن آن مغز بادام بود و مغز حبة الخضراب و گويند نيم وزن آن مغز بن و نيم وزن آن مغز جوز