علي بن حسين انصارى شيرازى
303
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
غذا يا به آب به صاحب اسهال مزمن دهند بازدارد و قوت مرّهء ضعيف بدهد و آنچه در اندرون مازو بود چون در سوراخ دندان نهند درد ساكن كند و طبيخ وى جهت بيرون آمدن مقعد و رحم و سيلان رطوبت كه از رحم روانه بود و مزمن شده باشد نافع بود و چون بغايت سحق كنند و در بينى دمند خون بازدارد و اگر با سركه بپزند و بر حمره طلا كنند در ابتدا سودمند بود و همچنين منع نمله بكند و واجب آن بود كه چون خواهند كه بياشامند جهت امساك با بيض نيمبرشت يا به صمغ عربى در آب حل كرده بياشامند تا از مضرت آن به حلق ايمن باشند و بدل آن ثمرة الطرفا بود به وزن آن و گويند عفص و جفت و بلوط و قرط و حب آس و قشور رمان و هليلج زرد و ثمرة الطرفا به وزن وى و گويند عود همه مانند يكديگرند در طبيعت در مخزن الادويه مىنويسد : عفص بفتح عين و سكون فا و صاد به فارسى مازو و بهندى مازوپيل نامند و آن ثمره درخت بلوط است كه يك سال بلوط ثمر مىآورد و يك سال مازو و نيز مىگويند ثمر درختى است بسيار شبيه ببلوط ابو ريحان در صيدنه مىنويسد او را فيقيديس گويند بلغت رومى و اهل ترمذ سكفس نامند و بسريانى افصى گويند و ميشى هم گويند لاتين GALLAC TURCICAE فرانسه NOIX DE GALLE انگليسى OAK APPLE - GALLNUT عقار آدم گويند مغاث است و گفته شود عقيق ارسطو گويد اجناس وى بسيارند و معدن وى بسيارند در بلاد يمن و ساحل بحر روم و نيكوترين آن بود كه بغايت شقاق و سرخ بود و طبيعت وى سرد و خشك بود و آنچه سوخته كنند قوت چشم بدهد و خفقان را نافع بود و قوت دل بدهد و دندان متحرك ساكن و محكم گرداند و اگر انگشترى عقيق در انگشت كنند و برابر خصم روند خشم فرونشيند و قطع خون رفتن از هر عضو كه باشد خاصه زنانى كه دايم خون از ايشان روانه بود بكند و اگر خردكرده سنون سازند خون رفتن از بن دندان بازدارد و زنگ ببرد و دندان را سفيد گرداند و جلاى تمام بدهد خاصه با مرواريد و بسد و ابن مؤلف گويد عقيق انواع است از سرخ و زرد و سياهفام و از آن زر و زيور زنان سازند و مبارك است و بهترين وى سرخ بود بعد از آن دو سياهفام را زيادت قيمتى نبود و هركس كه انگشترين عقيق در انگشت كند بسيار خشم و غضب نبود و از درد سينه ايمن باشد و اگر عقيق با مشك و كافور بروغن زيت سوده بر روى مالند و چرب كنند در خدمت پادشاهان عزيز باشند و گرامى و محبوب خلق گردند و همچنين عجم فيروزه بفال دارند و در خواص عقيق از حضرت رسالت صلى الله على احاديث بسيار مروى است لاتين CARNIOLUS فرانسه CORNALINE يا AGATE ROUGE انگليسى CORNELIAN STONE عقربان اسقولوقندريون است عقرب بپارسى كژدم خوانند و بيونانى سقروپيوس جرسادس بهترين وى نر بود و نشانهء آن بود كه ضعيف و لاغر بود و نيش وى سطبر بود و ماده فربه بود و بزرگ بود و نيش وى باريك بود و طبيعت آن سرد و خشك بود و ابن مؤلف گويد عقرب انواع است نوعى پرنده و نوعى رونده و نوعى جراره و نوعى در آب شنا كند و بعضى سياه و بعضى سرخ و بعضى زرد و بعضى سبز و بعضى ابرش و نيشى كه بر آن زخم كنند مجوف بود مانند ناب مار و سر آن كج بود و چون بزند زهر از ميان نيش بيرون آيد و او اخبث حشرات بود با مار دشمنى دارد و عقرب بيهوش و خفته نزند تا زمانى كه عضوى بجنبانند و اگر در زيت بجوشانند و آن زيت در گوش چكانند درد ساكن گرداند و اگر خرد كنند و بر گزندگى وى نهند درد زايل كند و اگر بريان كرده بخورند همين عمل كند و شريف گويد خاكستر وى در چشم كشند ضعف آن را رفع كند و سوختهء وى سحق كنند و با نيم وزن آن سرگين موش بياميزند و در چشم كشند تيزى را زيادت كند و جرب آن را زايل گرداند اگر عقرب بزرگ سياه خشك كنند و با سركه بر برص طلا كنند نافع بود و چون با زيت بجوشانند تا سوخته گردد ريشها كه دشوار باشد نيك گرداند چون آن روغن بر آن