علي بن حسين انصارى شيرازى
304
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
مالند و اگر عقرب سوخته سحق كنند و بر آن افشانند به حال صحت آورد و عبد الرحمن بن ميثم گويد چون بگيرند يك عقرب بايد كه سه روز يا چهار روز از ماه باقى باشد و در شيشه كنند و روغن زيت بر سر آن كنند و سر آن محكم بگيرند و رها كنند تا زيت قوت آن اخذ كند جهت درد پشت ران نافع بود و گويند چون آن روغن بر بواسير ظاهر مالند بيندازد و خشك گرداند و اگر عقربى مرده در خرقه بندند و بر زنى كه دايما بچه مىاندازد آويزند ديگر بچه نيندازد و ابن ماسويه گويد اولى آن بود كه عقرب با اندكى كبريت بسوزند و شيخ الرئيس گويد صفت سوختن وى چنان است كه شيشهء غليظ در گل حكمت گيرند و عقرب را در آن كنند و در تنورى نهند كه گرم باشد يك شب يا كمتر بامداد برگيرند و آبگينه بهتر از خزف بود كه آن را نشف بود و اخذ قوت وى بكند و صاحب منهاج گويد صفت سوختن وى چنان بود كه بگيرند ديگ مسين و عقرب در آن كنند و در خمير گيرند و سر آن به گل بگيرند و در تنورى نهند كه چوب رز در آن سوخته باشد و آتش بيرون آورده و سر تنور بر سر نهند نيكو و يك شب رها كنند تا روز ديگر بيرون آورند و در ظرفى آبگينه كنند و بوقت حاجت مستعمل كنند و منفعت سوختن وى آنست كه سنگ گرده و مثانه بريزاند و مقدار مأخوذ از وى دانكى بود و اگر نيم درم از وى بياشامند گزندگى مار را نافع بود و صاحب جامع گويد چون در زيت بسوزانند و آن زيت بر موضع داء الثعلب طلا كنند البته موى بروياند و مجرب است و اسحق بن عمران گويد مضر بود به شش و مصلح وى تخم كرفس و گل ارمنى بود ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : بلغت تازى او را فرضخ گويند و شبوة هم گويند و شوشب هم گويند و ابن مندويه گويد بعضى از عقارب را دو نيش بود چون بگزد موضع گزندگى دو سوراخ بود و بعضى را از او بالها باشد كه بپرد چنانك ملخ لاتين SCORPIO CRASSICANDA فرانسه و انگليسى SCORPION عقرب بحرى زهراوى گويد كژدم دريائى ماهيى بود كوچك تيرهرنگ كه بسرخى مايل بود و در سر وى خار سفيد بود كه بدان مىزند و جسم وى خارناك بود و سر وى بزرگتر از بدن وى بود و از گزندگى وى همان حال عارض شود كه از عقرب مىشود بلكه سختتر از آن ديسقوريدوس گويد زهرهء وى موافق بود جهت نزول آب در چشم و شبكورى و قرحهء كه عارض شود در چشم كه آن را لوقوما گويند صاحب مخزن الادويه عقرب بحرى را بهندى سنكهى مچهلى و بفرنگى سكوربىمرين مىنامد عقار كوهان و عقر كوهان عاقرقرها بود و گفته شد عقار خمر است و گفته شد عقيد العنب مينفختج خوانند و رب العنب و بشيرازى دوشاب خوانند و مثلث نوعى از آنست عقعق صلصل گويند و عكه نيز گويند و بشيرازى قالنجه بپارسى نيز همين خوانند و گويند سرگين وى ربو را بغايت نافع بود و گوشت وى گرم و خشك بود و كيموس بد دهد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عقعق به فتح دو عين آن را عكه و بتركى صقصقان و در اصفهان علاجاره نامند و آن از طيور معروفه و از كلاغ ابلق كوچكتر و خوشمنظرتر است