علي بن حسين انصارى شيرازى
279
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بود و جالينوس گويد گوشت وى صلبتر از گوشت ورشان بود و بط و ديرتر هضم شود و ابن ماسويه گويد طاووس گوشت بد دارد و مزاج ايشان را موافق نبود و صاحب جامع از قول صاحب منهاج آورده كه نيكوترين آن جوان بود و طبيعت آن گرم و خشك بود و موافق معدهء بود كه هاضمه وى قوى بود و اولى آن بود كه بعد از كشتن دو روز يا سه روز رها كنند و سنگى در پاى وى بندند و بياويزند و بعد از آن با سركه بپزند و ابن زهر گويد كه اطباى ما تقدم مرغها كه گوشت ايشان صلب بودى يك ساعت پيش از پختن كشتهاند و همچنان برپا آويختهاند و اين از بهر آن كردهاند تا زود هضم شود چون زمانى درنگ كنند مانند خميرى كه در آرد اندازند تا هضم آن نيكوتر بود اين همچنان بود و رازى گويد طعامى كه سمى در وى بود چون طاووس ببيند رقص كند و فرياد زند و گويند كه چون ببيند ظرفى كه سم در وى بود بشكند و اگر نتواند فرياد برآرد و ابن زهر اگر مبطون زهرهء وى با سكنجبين و آب گرم بياشامد شفا يابد و اگر خون وى با انزروت و نمك بياميزند و بر ريشهاى بد نهند سود بخشد و زايل كند و سرگين وى بر ثاليل طلا كردن زايل كند و اگر استخوان وى بسوزند و سحق كنند و بر كلف طلا كنند نافع بود و اگر بر برص مالند لون آن بگرداند لاتين PAVO CRISTATUS فرانسه PAON انگليسى PEA - COCK طارطيه ماهودانه است و گفته شود طاريقه دند است و گفته شد طاليقون على بن محمد گويد طاليقون نحاسى بود كه مدبر كرده باشند بتوپالى نحاس و در كميز گاو خويسانده باشند و مرجان كه در آب اشنان خويسانيده باشند پس سميتى در وى بود و حدتى تمام و ديگر آن مس زرد بود و فرق ميان وى و انواع مس بزردى بود چون از آتش بيرون آورند و پتك زنند تمددى در وى پيدا شود و زرد گردد و شكسته نشود تا سرد شود و اگر از طاليقون منقاشى بسازند و موى زيادت كه در چشم بود بكشند ديگر نرويد خاصه چون مكرر كنند و اگر كسى لقوه داشته باشد و در خانهء تاريك شود كه قطعا روشنى در وى نبود و آئينهء از وى در برابر روى خود دارد و بدان ادمان كند اين مرض از وى بگذرد و اگر طاليقون به آتش گرم كنند و در آب فروبرند هيچ چارپاى گرد آن آب نگردد و اگر قلابى از وى بسازند و در آب آويزند ممكن نبود كه هيچ ماهى از وى خلاص يابد طبرى گويد طاليقون نحاس مدبر بود بتوپال النحاس و آنچه در زمان ريختن مرتفع شود و در بول گاو خويسانند و مؤلف گويد اكسيريان طاليقون را مس سست گويند و گويند در كان مس مىرويد طباشير نيكوترين آن سفيدسبك بود كه زود خرد شود و طبيعت آن سرد و خشك بود در سئوم و گويند در دويم و شيخ الرئيس گويد مركب القوى بود مانند گل و در وى قبضى بود و قوت معده بدهد و قلاع را نافع بود و سوختگى آتش را سود دهد و شكم ببندد و تبهاى حاره و تشنگى را سود دهد و قى كه مره صفرا بود بازدارد و گرمى جگر بنشاند و جهت ريشها و بثرها و قلاع كه در دهان كودكان بود سودمند است و چون تنها يا با ورق گل سرخ بياشامند دندان متحرك را محكم گرداند سنون كردن و ابن مؤلف گويد در شهر هند قصبهاى دراز بود و بادهاى سخت آيد و قصب بهم سايد و آتش از آن پيدا شود و در قصبها افتد و سوخته گردد و خريق آن طباشير بود طباشير بواسير را نافع بود و ورم گرم را و قوت دل بدهد و خفقان كه از گرمى بود ساكن گرداند و موحش و غم را نافع بود و مقوى دل بود و ترى كهن از معده نشف كند و ضعف معده و التهاب آن را نافع بود و منع خلفه صفراوى بكند و تشنگى بنشاند و غشى و كرب را نافع بود و قوت اعضائى كه از حرارت ضعيف شده باشد بدهد و سردمزاج را با زعفران خلط كنند و بدهند بغايت مفرح و مقوى قلب بود و گويند خوردن وى باه را مضر بود و اسحق گويد مضر بود بشش