علي بن حسين انصارى شيرازى
259
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
شونيز شنيز بود و حبة السودا نيز گويند و بپارسى سياهدانه خوانند و بهترين آن باشد كه فربه باشد طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم و قطع بلغم بكند جلا بدهد و محلل رياح و نفخ بود و ورمهاى كهن شده و ورمهاى صلب چون بكوبند و با بول كودكان كه هنوز بالغ نشده باشند ضماد كنند بگدازاند و چون با سركه و صنوبر بپزند و بدان مضمضه كنند درد دندان را ساكن كند و چون بكوبند و به آب تر كنند و بر ناف ضماد كنند كرمهاى دراز بكشد و بيرون آورد و اگر به آب حنظل تر بسرشند يا جوشانيده بر ناف طلا كنند حب القرع بيرون آورد محكم و اگر به آب درمنه بسرشند و بر ناف طلا كنند مجموع كرمها بيرون آورد و چون بريان كرده سحق كنند و بر صرهء ببندند و دايم ببويند زكام سرد را نافع بود و اگر سحق كرده با روغن حبة الخضرا بياميزند و سه قطره در گوش چكانند نافع بود جهت سردى و بادى كه در گوش بود و اگر بريان كرده بكوبند و در زيت خويسانند و از آن زيت سه قطره در بينى چكانند زكامى كه از او عطسه بسيار آيد سود دهد و اگر بسوزانند و با روغن سوسن يا حنا كه موم در آن گداخته باشند بياميزند و بر سر كل مالند موى بروياند و روغن وى چون سعوط كنند فالج و لقوه را نافع بود و چون كوفته و بيخته به آب گرم بياشامند گزندگى سگ ديوانه را نافع بود و چون سحق كرده با سكنجبين بياشامند تب ربع را بغايت مفيد بود و اگر با سركه بر بهق و برص طلا كنند سودمند بود و اگر با عسل و روغن گاو بسرشند نافع بود جهت درد رحم و گرده و دردى كه نفاسا را بود در زمان امساك خون نفاس بكند و درد را ساكن گرداند و چون سحق كنند با بول و بر ريشهاى سر نهند و بدان ادمان كنند ريش را پاك گرداند و موى بروياند و چون در كحلها كنند در ابتداى نزول آب در چشم كشند يا بدان سعوط كنند منع آن بكند و قطع ثاليل و خيلان و بهق و برص و جرب ريش شده بكند و بر پيشانى طلا كردن درد سر كه از سردى بود را سودمند بود و سدهء مصفات بگشايد و چند يك شب در سركه خويسانند و بامداد سحق كنند و بدان سعوط كنند درد سر كهنه و لقوه زايل كند و اگر ادمان خوردن وى بكنند چون روز بول و حيض و شير براند و چون با نطرون بياشامند گزندگى رتيلا را سودمند بود و چون در خانه دود كنند گزندگان بگريزند و بخاصيت تب بلغمى و سوداوى را زايل كند و حب القرع بكشد از بيرون طلا كردن و چون روغن وى سعوط كنند فالج و كزاز و قطع سردى و ترى بكند كه اگر جمع شود موجب افلاج بود و چون سحق كنند با خون افعى يا خون پرستوك و طلا كنند بر سفيدى چشم لون را بگرداند و چون بريان كنند بآتشى آهسته و بكوبند و به گلاب بسرشند و طلا كنند بر ريشى كه بر ساق پيدا شود بعد از آنكه آن را به سركه شسته باشند زايل كند و چون ضماد كنند درد مفاصل را سودمند بود و چون بخورند خون حيض براند و بچهء زنده و مرده بيرون آورد و مشيمه بيندازد و شريف گويد چون هفت دانه از وى به شير زنان بجوشانند يك ساعت و سعوط كنند بر بينى كسى كه يرقان داشته باشد و چشمهايش زرده شده باشد بغايت نافع باشد بشدت تقيح و گويند مضر بود به گرده و مصلح آن كثيرا بود و بدل وى صمغ زيتون و گويند بسيار خوردن از وى كشنده بود و گويند نوعى از وى هست كه خناق و غثيان آورد و اولى آن بود كه قى كند و شير بياشامد و مداواى وى چون مداواى كسى كنند كه كندش خورده باشد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : شونيز بضم شين لغت فارسى است و شونوز و سياهدانه نيز و به عربى حبة السودا و بيونانى سنو و ديسقوريدوس شنون گفته و بهندى كلونجى ( بفتح كاف ) نامند لاتين NIGELLA SATIVA فرانسه POIVRETT COMMUNE - NIGELLE DES JARDINS انگليسى FENNELFLOWER شواصرا نوعى از برنجاسف است و آن را مسك الجن خوانند طبيعت وى گرم و خشك بود و در حقنهها نيز كنند جهت عرق النسا و اوجاع مفاصل سرد نيز به كار برند زيرا كه مسهل خلط غليظ لزج بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : گويند در شبانكاره فارس مشك چوبان نامند و در تنكابن مشكداش شوخط خوشه ارزن است