علي بن حسين انصارى شيرازى
254
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كه جرب و حكه داشته باشد طلا كنند سودمند بود و چون با روغن گل بياميزند و در گوش چكانند درد دندان را ساكن گرداند و اگر طلا كنند بر سوختگى آتش سودمند بود و ابن زهر گويد اگر بياويزند موى طفل پيش از آنكه صلب شود بر كسى كه نقرس داشته باشد يا عقرب گزيده بود نافع بود و اگر موى آدمى بخور كنند به چيزى زرد گرداند و اگر آب مقطر وى بر داء الثعلب مالند موى بروياند و صفت سوختن وى چنان بود كه ديگى توپر كنند از موى و طبقى بر سر آن نهند كه در ميان سوراخ داشته باشد بر سر آتش نهند تا بسوزد شعر الحياء شعر الجن است و گفته شد شفلج ثمر الاصف است و آن را قثاء الكبر خوانند و در ثا گفته شد شفتين برى مرغى است كه وى را يمام خوانند و بپارسى بوتيمار خوانند صاحب منهاج گويد بهترين وى كوچك بود طبيعت وى گرم و خشك بود و خشكى وى به قوت بود و مفلوج را سودمند بود و بيخوابى آورد و مصلح وى سركه و گشنيز بود و نشايد كه اگر از يك سال گذشته باشد بخورند كه بغايت مضر بود و اولى آن بود كه پس از كشتن يك روز رها كنند بعد از آن بخورند و رازى گويد كه پيران و ناقهان را بغايت نيكو بود و ارسطو گويد خاصيتى قوى در قوت ماسكه دارد و در اين باب كبك غالب بود و ابن زهر گويد كه گوشت وى حفظ زياده كند و ذهن تيز گرداند و قوت حواس بدهد صاحب مخزن الادويه مىگويد آن را بتركى الافاخته و بهندى بكله گويند و آن مرغى از فاخته بزرگتر و سفيد و طوق گردن آن سياه و گردن و پاى آن بلند و منقار و پاى وى سرخ است شفتين بحرى جانور دريائيست به شكل خفاش دو بال داشته باشد مانند بالهاى خفاش و بلون هم مانند وى بود و دنب وى مانند موش و در بن آن خارى بود مقدار نيشى و بدان بگزد و دردى سخت پيدا شود از گزندگى وى و صاحب جامع گويد در مدينه مالقه از بلاد آندلس ويرا ايرق خوانند و شريف گويد اگر مردى يا زنى بول كند در موضعى كه در آن موضع خاريمامهء بحرى فروبرند آنكس كه بول كرده باشد سوزش تمام در وى سخت پيدا شود ما دام كه خار در آنجا فروبرده باشد و مهراس رومى گويد چون بنهند در شيب جامهء خواب كسى كه خفته باشد ما دام كه آن نهاده باشد بخواب نرود و اگر دفن در بن درختى نهند بارور نشود و خشك گردد و اگر دفن كنند در خانهء قومى تفرقه گرداند ايشان را و اگر بسوزانند و سحق كنند و بر دو كس افشانند از يكديگر پراكنده شوند و دشمن يكديگر گردند و بعضى ويرا حب الشر خوانند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بهندى ساكوج و بفرنگى پستيناكهمرين نامند و همين صفات را براى وى قائل است شقايق نعمان شفر خوانند و بيونانى ارامونى و برى گويند و بستانى بود بپارسى لاله گويند و نوعى ديگر از لاله هست كه آن را آذريون گويند و گفته شد و طبيعت هر دو نوع صاحب منهاج گويد گرم و خشك بود در اول و گرم است در دويم و عيسى بصرى گويد گرم و خشك بود در دويم و وى محلل و منضج بود و جلايى و حدتى در وى بود و اگر گل شقايق با پوست جوز تر بياميزند موى را بغايت سياه كند و خضابى نيكو بود و اگر در شيشه كنند و در شيب و بالاى وى يك مثقال روى سوخته بنهند و در سرگين تر چهل روز دفن كنند چون بيرون آورند و در ساعت موى خضاب كنند تنها بغايت سياه گرداند و عصارهء وى سفيدى چشم را زايل كند و قوت بدهد خاصه از چشم كودكان و در كحلها قوت چشم بدهد و شريف گويد چون آب وى در چشم كشند حدقه