علي بن حسين انصارى شيرازى
234
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
لاتين BUTYRUM فرانسه BEURRE انگليسى BUTTER سمينمون سمنه بود و هر تركيبى كه بدن را فربه كند آن را سمنه گويند سمن وثير خوانند و آن ورد ابيض است و بپارسى گل سفيد خوانند و در ورد گفته شود سماروخ فطر است و گفته شود سمك بپارسى ماهى خوانند و بعضى بقياس با بعضى كرم بود مانند كوسج ماهى و مارماهى منى بيفزايد و پيه گرده نيز زياده كند بهترين ماهى صخورى بود كه پوست وى تنك بود و فلوس وى كوچك و ميانه بود در كوچك و بزرگى و فربهى و لاغرى و سهوكت نداشته باشد و لذيذترين انواع ماهى شبوط بود و هازنى و بستى و شبوط در فرات بسيار بود و در دجلهء بغداد فاضلترين جايگاه ايشان بود جايگاهى بود كه سنگريزه بسيار بود يا رملى و آبهاى شيرين و اگر بحرى بود افضل وى آن بود كه در لجه بود و افضل آنچه خورند از جهت ترطيب با اسفيداج خورند بعد از مشوى و آنچه به آتش بريان كرده باشند سبكتر بود از آنچه بروغن بريان كرده باشند و آنچه به آرد ملوث كرده باشند و بروغن بريان كرده باشند بد بود و تشنگى آورد و دير از معده بگذرد و طبيعت ماهى سرد و تر بود در دويم باه بيفزايد خاصه هازنى و بدن لاغر را فربه كند و مرق وى نافع بود جهت زهرهايى كه خورده باشند و گزيدن جانوران زهردار را نيز سود دهد و چربى كه آن را سلون خوانند و آن در نيل مصر بود و طويل و املس بود و سر وى بدرازى مايل بود و دهن وى كشيده بود مانند خرطومى و ديسقوريدوس گويد وى را سلورس خوانند و وى فربه بود و تر و در گوشت وى رخاوتى و لزوجتى بود و جهودان وى را نخورند و برومى وى را سوارش خوانند و چون تازه بود غذا دهد و شكم براند و چون نمكسود بود غذا اندك بدهد و قصبه شش پاك كند و آواز صافى گرداند و اگر گوشت وى نمكسود كرده ضماد كنند از بيرون برسلى آن را بيرون آورد از عمق گوشت و طبيخ نمكسود وى چون در آن نشينند در ابتداى علت قرحهء امعا موافق بود به جهت جذب مواد كه بطاهر بدن آورد و چون بدان حقنه كنند عرق النسا زايل كند و اگر همچنانكه گفته شد ضماد كنند بر فضول و پيكان و زجاج از بدن بيرون آورد به قوت جاذبه و خوردن وى مولد بلغم لزج بود و چون تازه بود بخورند غذاى فاسد بود و اگر ادمان بخورد وى كنند مولد برص بود بسبب بسيارى ترى كه در وى بود مگر كه نمكسود بود و با سركه خورند كه به قوت نمك قطع آن فضول بكند و انواع ماهى مولد بلغم باشند و مرخى اعصاب و موافق نبود الا بمعده گرم و شبكورى آورد و مصلح آن مثلث باشد با عسل بسيار كه عسل ويرا گرم كند و لطيف و زود بيرون آورد و جالينوس گويد دشوار هضم شود و خونى كه از وى متولد شود در غايت لزوجت باشد و مرضهاى بد از او پيدا شود و ماهى كه سرد شده باشد و در موضع نمناك نهاده باشند از خوردن همان عارض شود كه از خوردن قطر حادث شود و ماهى آنچه نمكسود بود بهترين آن تازه بود اولى آن بود كه به آب بجوشانند و بعد از آن ماهى در آن اندازند و بپزند و طبيعت آن ماهى كه شور بود گرم و خشك بود و سر وى نافع بود جهت ملازه و شقاق مقعد و سر ماهى شور كه آن را سماريس خوانند چون بسوزانند و بر گزندگى سگ ديوانه و عقرب نهند سودمند بود و گوشت وى چون بخورند همين عمل كند و ماهى شور بلغم بگدازاند و بهق سياه و تشنگى بيشتر آورد از ماهى تازه و مصلح آن بود كه به سركه و سعتر و كرويا معمول كرده باشند و بعد از آن حلوا و روغن گاو خورند و سردمزاج را نشايد كه ماهى تازه بخورد و معدهء بلغمى را مضر بود بغايت و ادمان خوردن وى بيماريهاى بد در دماغ و اعصاب پيدا كند و اولى آن بود اگر ادمان خوردن كنند بروغن گردكان و زيت بريان كنند و فلفل كوفته بران افشانند و بعد از آن زنجبيل مربى و شراب صرف خورند و نخود آب چندانكه توانند و اگر آب اتفاق افتد تمدد در معده پيدا كند و قى آورد و اولى آن بود كه آب نخود خورد مگر روزى كه عزم قى كردن داشته باشد و اگر بخورد اتفاق نيفتد