علي بن حسين انصارى شيرازى
225
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كرفس سقمونيا محموده گويند و آن عصارهء گياهى است از يتوعات كه برگ آن به لبلاب ماند و درازى نبات وى سه گز يا چهار گز بود و شاخهاى بسيار از يك بيخ بود و گل وى سفيد بود و بهترين آن بود كه صافى و سبك و متخلخل بود و بلون سريشم بود و چون در دست بمالند خرد نشود و سفيد بود و در آب زود حل شود و چون حل شود مانند شير شود و آن انطاكى بود و آنچه سياه بود يا زرد كه سخت بود و بر سر انگشت خرد شود آن نوع بد بود و تا در ميان سيب و به مشوى نكند نشايد كه استعمال كنند و مؤلف گويد كه مشوى كردن وى چنان است كه در كيسه كتان كنند و به و سيب خالى كنند و در ميان آن نهند و سر آن باز جاى نهند و بچوبكى محكم كنند و در ميان خمير گيرند و در تنورى كه آتش آهسته بود نهند و رها كنند تا پخته شود بعد از آن بيرون آورند و در سايه خشك كنند و استعمال كنند و طبيعت آن گرم و خشك است در سيوم و گويند در دويم و حرارت وى از يبوست بود بر برص و بهق و كلف طلا كنند نافع بود و محلل جراحت بود چون با عسل بر وى طلا كنند و جهت درد سر كهن شده با سركه و روغن طلا كنند نافع بود و سقمونيا مسهل صفرا بود و شربتى از وى طسوجى تا دو دانك بود برحسب مزاج و هوا و با ادويه از طسوجى تا دانكى بود و بر گزندگى عقرب طلا كردن نافع بود و خوردن سود دهد و وى مضر بود به احشا و معده و جگر و دل و كرب و غثيان و تشنگى آورد و اشتهاى طعام آورد و مصلح وى آن بود كه با كثيرا و انيسون و دود نشاسته و روغن بادام شيرين ممزوج كنند به وزن آن و چون بياشامند از وى مقدار يك درم اول امساك كند و بعد از آن كرب و غثيان آورد و عرق سرد و اسهال بافراط آورد و باشد كه بكشد و اگر زن به خود برگيرد بچه بكشد و دو درم او كشنده بود و شريف گويد يك جزو از وى با دو جزو تربد با شير تازه بياشامند كرم بزرگ و خرد بيرون آورد و اصل نبات وى چون با سركه بپزند و نيك بكوبند و با آرد جو ضماد كنند بر عرق النسا نافع بود و رطوبت بيخ وى چون به پشم پاره زن به خود برگيرد بچه بكشد و چون با عسل و زيت بياميزند و بر جراحات بيندايند بگدازاند و چون با سركه بپزند و بر جرب ريششده بمالند سود دهد بيخ وى بر برص طلا كردن عظيم نافع بود و مداواى كسى كه سقمونيا بسيار خورده باشد بدوغ و سويق تفاح و رب سفرجل و رب سماق و رب ريواس كنند و صاحب منهاج گويد بدل وى خروع بود سه وزن آن و مؤلف گويد هيچ ادويه عمل وى نكند و بدل وى نبود در اسهال صفرا چندانكه امتحان كنند و قوت سقمونيا تا سى سال بماند و ابن مؤلف گويد نبات سقمونيا به لبلاب ماند و برگ آن هم ببرگ لبلاب ماند و سفيد بود و شكوفه وى هم سفيد بود و گرد و مجوف و آن تجويف از رطوبت پر باشد و اصل وى دراز بود و ستبر به مقدار ساعد دست و سفيد بود و پر از رطوبت و مغاكى در شيب درخت وى بكنند و برگ جوز در آن مغاك بگسرانند و نشتر در آن فروبرند تا آن شير بر روى برگ جوز چكد قطرهقطره و چون ببندد بردازند فرانسه SCAMMONER انگليسى SCAMMONY شقاقل اشقاقل است و گفته شد سقوريون ثومبرى است و آن را ساقوريون خوانند و گفته شد و سقرويون نيز گفته شود و طبيعت آن گرم و خشك بود در چهارم ملطف و مفتح بود جراحتهاى عظيم خبيث باصلاح آورد و فتح عضله را نيكو بود باقى منفعت وى در شين گفته شود سقنقور ورل ماهى است و سقنقس نيز گويند و از نسل تمساح است و آنچنان است كه نهنگ بر لب رود نيل خايه مىنهد و بچه مىآورد و هرچه در آب مىافتد نهنگ و آنچه در ريگ مىماند سقنقور بود وى هم در آب و هم در خشك تواند زيست و وى از نره و ماده نيز تولد شود و صاحب منهاج گويد گرفتن وى بيشتر در چله زمستان بود در شدت سرما از آب بيرون آيد و روى به