علي بن حسين انصارى شيرازى

219

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

ورق بستانى وى اندرون بينى بچكانند و طلا كنند صرع بچگان كه آن را ام الصبيان گويند زايل كند و سداب منى را خشك گرداند و مقطع شهوت و باه باشد و مضر بود بسيار خوردن وى به چشم و مصدع بود و مولد شقيقه بود و مصلح آن انيسون بود و مقدار مستعمل از بستانى سه درم بود بزرگان را و كودكان را از قيراطى تا دو قيراط و گويند بدل بستانى نعناع و فوتنج بود و گويند با سيسنبربرى چون بكوبند و بر عضوى ضماد كنند ورم گرم حادث شود و از خوردن وى حرقتى و التهابى سخت پيدا شود و مداواى وى بقى كنند و آنچه در مداواى دقلى گفته شد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سداب بضم سين لغت عربى است و بيونانى فيجن و در تنكابن و ديلم پيم و بهندى سانول و سائرى و بلغتى زونجى و به بنگالى تتلى نامند درخت بستانى آن تا دو ذرع و برگ آن ريزه و بدبو و بسيار سبز گويا بر آن غبارى نشسته و گل آن زرد و تخم آن در غلافى و سه عدد بهم پيوسته مثلث‌شكل است لاتين RUTA GRAVEOLENS فرانسه RUE DES JARDINS انگليسى COMMON RUE سرمق سرمج نيز گويند و آن قطف بود و گفته شود سريقون اسريقون بود و آن زنجفر سوخته است و گفته شد در زنجفر سرخس جيلدارو و كيليدار و حمان و صفير و كيليكانى گويند و بلغتى ديگر خلچون و آن نر و ماده بود و قدرت هر دو مانند يكديگر بود بهترين آن بود كه سياه بود و بزرگ و چون بشكنند اندرون وى فستقى بود و طبيعت وى گرم و خشك بود در دوم كرم كدو و كرمهاى ديگر بكشد و بيرون آورد و جالينوس گويد چهار مثقال از وى با ماء العسل بياشامند حب القرع بكشد و بچهء مرده بيرون آورد و بچه زنده بكشد و چون بر جراحتها تر نهند خشك گرداند و ديسقوريدوس گويد چهار درم از وى با شراب چون بياشامند حب القرع بيرون آورد و اولى آن بود كه پيش از آن شير بخورد و اگر سه درم با شراب بياشامند كرم دراز بيرون آورد و روفس گويد ريش گرده و مثانه را نافع بود و عرق النسا و نقرس و درد مفاصل را سودمند بود چون با عسل بياشامند و صاحب منهاج گويد شربت از وى دو درم بود و اين مقدار با ادويه‌هايى كه قاتلات دود بود خلط كنند عمل كند و الا نكند و گويد مضر بود و كليه و مصلح وى شيح ارمنى بود و گويند بدل وى تخم شبرم بود و مصلح وى شاه‌بلوط بود و شكر سفيد و بدل آن شيح ارمنى بود در مخزن الادويه آمده است كه : سرخس به فتح سين و سكون خا اسم فارسى است و بيونانى بطارس و در تنكابن و ديلم جماز و بهندى كيل‌دارو و بسوره نيز و در بنگاله پنكهراج نامند و آن بيخى است سياه‌رنگ مائل بسرخى و پرگره و پر از ريشهاى باريك و نر و ماده مىباشد نر آن بىساق و بىثمر و بىگل بلكه شاخى از بيخ آن مىرويد به قدر ذرعى و ماده آن بىشاخ و منحصر بيك برگ مرتفع . . . لاتين سرخس مذكر ATHYRIUM FILIX MAS فرانسه FOUGERE MALE انگليسى FERN , COMMON MALE FERN سراد خلال است و گفته شد سرساد پنجنكشت بود و گفته شد سرطان نهرى بهترين آن بود كه خرچنك‌جوى بود و بزرگ بود و در آبهاى شيرين بود و طبيعت وى سرد و تر بود مسلول را سودمند بود خصوصا بشير خر و چون هضم شود غذا بسيار دهد و خاكستر وى شقاق پايها كه سبب آن سرما بود و كلف و بهق را زايل كند و