علي بن حسين انصارى شيرازى
220
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بر گزندگى سگ ديوانه با سركه نيكو بود و اگر با جنطيانا و كندر بود شايد كندر يك جزو جنطيانا پنج جزو خاكستر وى ده جزو اگر با عسل بود ملين عمل كند و گزندگى عقرب و رتيلا خوردن و ضماد كردن نافع بود و محلل اورام بود چون بر وى نهند و خاكستر وى شقاق مقعد را نافع بود و سرطانات چون خام بكوبند و سحق كنند و با شير خر بياشامند گزندگى جانوران و رتيلا و عقرب سودمند بود و چون بپزند و بخورند و مرق آن بياشامند قرحه شش را نافع بود و چون بكوبند و با بادروج نزديك عقرب برند عقرب بميرد و شريف گويد اگر بياشامند با شراب سفيد اثر بول را نافع بود و سنگ بريزاند و بيرون آورد و چون بپزند با رازيانج و كرفس و آب آن بياشامند سى درم بول و حيض براند و اگر همچنان خام سحق كنند و باب بشويند و غرغره كنند بدان مقدار سكرجه خناق وجع لوزتين را سود دهد و اگر چشم وى بياويزند بر كسى كه تب غب داشته باشد شفا يابد و بصرى گويد گوشت سرطان نهرى و مرق آن باه را زيادت كند و مسلول را سود دهد و گويند چون با حشيش شعير بپزند جهت ابتداى سل كه از خشكى سينه و شش بود نيكو بود و شيخ الرئيس گويد دشوار هضم شود و غذا بسيار دهد و مصلح وى آن بود كه با ماش بپزنند پختنى نيك و گويند مضر بود بمثانه و مصلح وى طين قبرسى بود و بدل سرطان خشك به وزن آن صدف بود و ابن زهر گويد اگر بپزند با شبت و مسلول به طبيخ آن غرغره كند صحت يابد و اگر پاى سرطان بياويزند بر درختى ميوهدار آن ميوه نيفتد و اگر بسوزند و طلا كنند بر پستان كسى كه سرطان داشته باشد شفا يابد مؤلف گويد صفت غسل آنچنان است كه پايهاى وى بيندازند و شكم وى بشكافند و بخاكستر چوب رز و نمك بشويند و بعد از آن بپزند و با ماش يا جو مسلول را سود دهد و صفت سوختن وى چنان است كه ديگى مسين سرخ كنند و بر آتش نهند و سرطان زنده در آن نهند و آتش كنند تا سوخته گردد مانند خاكستر و بايد كه تابستان بود بعد از آنكه طلوع شعرى عبور شده باشد چون آفتاب باسد رسيده باشد و قمر پانجده شب گذشته باشد صاحب مخزن الادويه مىگويد : سرطان را به فارسى خرچنگ و بهندى كيلرا نامند لاتين CANCER فرانسه CRABE انگليسى CRAB سرطان بحرى نوعى از خرچنگ دريايى بود بحرى همه اعضاى وى و محرق وى الطف محرقات بود صفت سوختن وى آنست كه در كوزه نو كنند در گل حكمت گرفته و يك شبانهروز در تنور نهند و بردارند و آن سرد و خشك بود در سيم سوختهء وى چون سحق كنند و بدان سنون كنند دندان را جلا دهد و كلف و نمش زايل كند و ريشهاى چشم زايل كند و نشف رطوبت از طبقات وى بكند و تقويت طبقات و عضلات و اعصاب چشم بكند و روشنايى بيفزايد و در كحلها استعمال كنند جرب چشم و ناخنه آن را نافع بود و نوعى از سرطان هست در درياى چين كه چون از بحر بيرون آورند و هوا بوى رسد صلب مىگردد مانند سنگ سرخينوس شيطرج است و گفته شود سراج القُطُرب و سراج القطريل نيز گويند و صاحب منهاج گويد كه آن جزم است و آن نباتيست نزديك به زوفا و مستعمل از وى تخم وى بود و بهترين آن تخم بود و طبيعت آن گرم بود در اول و خشك در دوم قابض و قطع خون رفتن كند و ريش روده را سود دهد چون بدان اختقان كنند و صاحب جامع گويد سراج القطرب يبروج الوقاد است و شجرة الصنم نيز گويند و همو گويد شجره سليمان بن داود عليه السلام است و گويد شجره ذو القرنين الاسكندر است و اقوال ديگر بسيار آورد و خود نيز گفته كه آن افينوس است كه آن را حدقى خوانند و قول رازى آورده است كه آن نباتى است كه بيونانى آن را لوسيماخيوس خوانند و ديگر گفتهاند كه بيوناى لخينس گويند و قول غافقى آورده است كه نباتى است در ميان كتان رويد و فقاح وى مانند گل سرخ بود و اصل وى مانند جوزى بود و قول شريف آورده كه آن نباتى است كه در شب مانند شعلهء آتش بود چون تر بود و چون خشك شود فعل وى باطل گردد و قولى ديگر آورده كه سروى در خانه نهاده بود و آن شخص چون از خواب بيدار شد و برخاست بيخ سرو تا تر بود مانند نورى پيدا بود و چون خشك شود فعل او باطل شد فى الجمله اقوال مختلف آوردهاند و تحقيق نكردهاند كه