علي بن حسين انصارى شيرازى
200
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
زبل بپارسى سرگين گويند و مختلف بود بسبب اختلاف حيوانات و اختلاف اشخاص يك نوع تنها خاص انسان و مجموع زبلها محلل و مسخن و مجفف بود و همه مفصل گفته شود زبل الاطفال آنچه اول از اطفال بيرون آيد خشك كرده سحق كنند و همچندان ورق ماميثا و نيمچندان نبات در چشم كشند سفيدى كه در چشم بود زايل گرداند در چند روز بهترين زبل اطفال آن بود كه از طفلى گيرند كه محفوظ باشد از تخليظ و بعسل سرشند و بدان تحنك كنند خناق و ذبحه را نافع بود و در درد حلق و دهن همين عمل كند و همچنين كسى كه تورم در حلق پيدا كرده باشد و نزديك مرگ بود و احتياج بفصد باشد از خناق سخت چون زبل كودك خشك شده بعسل معجون كنند و به حلق وى طلا كنند بغايت نافع بود و بايد كه غذاى كودك سه روز تر مس با نان تنورى دهند كه بنمك خوش كرده باشند و شرابى كه اندك مزاجى داشته باشد بوى دهند سه روز پياپى و غذاهاى معتدل و روز چهارم زبل وى بستانند و خشك كنند و نگاه دارند تا وقت جاجت و همچنين اگر غذاى وى مرغ و دراج پخته باب بود سود دهد و بايد كه از غذاها كه رطوبت بسيار داشته باشد نگاه دارند و اگر نگاه ندارند در فعل و قلت نتن مانند زبل كلاب بود و زبل الاطفال بزرگترين ترياق كسى باشد كه پيكان زهردار بوى زده باشند زبل الانسان چون خشك كنند و با شراب و عسل بياشامند بتهاى دايره و گزندگى جانوران و ادويههاى كشنده تلفكننده و يرقان را نافع بود و قلع اسهال بكند و چون سحق كنند و بر موضع عقبه پاشند زايل كند زبل اللقلق سرگين لقلق چون بياشامند مصروع را سودمند بود زبل الجردون و الورل سرگين موش و سوسمار لونرا نيكو گرداند طلا كردن زبل الجراد سرگين ملخ بهق و كلف زايل كند زبل الخطاف سرگين پرستوك سفيدى چشم زايل كند زبل الكلب بهترين آن بود كه از سگى گرفته باشند كه استخوان خورده باشد و آن با عسل ريشهاى كهن را نافع بود تحنك بدان كردن خناق زايل كند و جهت دفع اسهال آشامند با شير سود دهد خاصه چون ذوسنطاريا بود و جهت قولنج بدان حقنه كردن باب گرم نافع بود و ديسقوريدوس گويد سرگين سگ چون بگيرند در تابستان بعد از غروب ستاره و خشك كنند در سايه و با شراب بياشامند يا باب شكم ببندد و سرگين سگى كه استخوان خورده باشد آنچه سفيد بود و خشك و گنده نبود آن را خشك كرده نگاهدارند و چون خواهند كه استعمال كنند جهت ورم حلق و خناق بغايت سخق كنند با ادويه كه نافع بود بدين زحمت و اگر با ادويهء كه محلل بود خلط كنند ورمها بگدازاند