علي بن حسين انصارى شيرازى

184

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

صاحب مخزن الادويه مىنويسد : راوند و ريوند هر دو آمده و آن را بيخ جگرى نيز نامند و ماهيت ان بيخ ريباس است لاتين RHEUM OFFICINALIS فرانسه RHUBARBE انگليسى RHUBARB رانج نارگيل بود و گفته شود رازيانج برى بود و بستانى بود بستانى را مارثون خوانند و برى را قوماثون بهترين آن بستانى بود و تازه برى گرم و خشك بود در سئوم و بستانى در دوم و برى را خوانند و بستانى ورق وى گرم بود در اول و تخم وى و بيخ وى گرم بود در سيم و بقراط گويد گرم بود در دوم و خشك بود در اول سدّه بگشايد و روشنايى چشم بيفزايد خاصه صمغ وى و نافع بود جهت نزول آب چشم در نزديك فروآمدن آب و رازيانه چون بخورند شير زياده كند و تخم وى همين عمل كند چون تنها بياشامند يا با جو بپزند و اگر بيخ وى با شراب بياشامند گزندگى جانوران را نافع بود و طبيخ وى حيض براند و بول و محلل رياح بود چون به آب سرد بياشامند در تبها غيثان و التهاب معده ساكن كند و بيخ وى در معالجه از تخم و ورق اقوى بود و بيخ وى چون بكوبند و عسل بياميزند و بر گزندگى سگ ديوانه ضماد كنند نافع بود و آب رازيانه چون خشك كنند و در كحلها كنند جهت روشنايى چشم بغايت نافع بود و آب رازيانه چون بجوشانند دو سه جوش و كف وى بگيرند و با عسل و سكنج يا بىسكنج در چشم كشند منع نزول آب بكند و روشنايى بيفزايد و بيخ وى در معالجه از تخم و ورق اقوى بود و مسيح گويد سده جگر و سپرز بگشايد و برى آن سنگ گرده و مثانه بريزاند و تقطير البول را نافع بود و تبهاى مزمن را و شريف گويد از قول فلدحه نبطى از قول حضرت آدم ( 4 ) كه تخم رازيانه يك درم با يك درم قند هر روز سفوف سازند از ابتدا آنكه آفتاب به حمل آيد تا آنكه ببرج سرطان رسد و مداومت بر آن نمايند در سالى اين سه ماه كه گفته شد قطعا مريض نشوند البته اگر بسن طبيعى برسند و حواس ايشان به صحت باشد تا انزمان كه بميرند و شيخ الرئيس گويد بطى الهضم بود و غذا بد دهد و تبهاى مزمن را نافع بود و اسحق بن عمران گويد رازيانج دابغ معده بود و تخم وى خشك كرده سدهء مثانه و گرده بگشايد و بادها بشكند و درد پهلو و سينه كه تولد از سده كند با رياحى غلبظ نافع بود و مسخن معده و رطوبت آن بزدايد و دمقراطيس گويد گزندگان تخم رازيانهء نو چرا كنند تا چشم ايشان قوت گيرد و افعى و مار بعد از زمستان چون از سوراخ بيرون آيند و چشم ايشان ضعيف شده باشد چشم خود بدان مالند جهت روشنايى و تقويت آن محرورى مزاج را صداع آورد و مصلح آن صندل و كافور بود و بدل رازيانه تخم كرفس بود اما برى وى اقوى بود و سنگ بريزاند و يرقان را نافع بود و شفا دهد و حيض براند و شكم ببندد و طبيخ وى با شراب جهت گزندگى جانوران نافع بود و بر گزندگى سگ ديوانه طلا كردن نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : رازيانج معرب رازيانه فارسى است و نيز به فارسى باديان و برومى شمار و بهندى سونف و دالان بزرگ نامند لاتين ANETHUM فرانسه FENOUIL انگليسى FENNEL رازيانج شامى انيسون است و گفته شد و رازمانج رومى نيز گويند راسن وى را زنجبيل شامى خوانند و بلغت اهل آندلس جناح خوانند و كلموخ نيز گويند و آن دو نوع است يك نوع بستانى بود و آن فيلجوش است و گفته شود و يك نوع ديگر جبلى بود و آن نه به شكل فيلجوش بود و بيخ آن را به تركى اندر خوانند و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم و گويند در سيم و در وى رطوبتى فضلى بود بهترين آن بود كه سبز و تازه بود ورمهاى سرد و عرق النسا و درد مفاصل كه از رطوبت بود چون با روغن پزند و بدان طلا كنند نافع بود و اگر لعوقات كنند جهت دفع اخلاط غليظ لزج كه در سينه و شش بود اثرى تمام بدهد و چون طبيخ وى بياشامند بول و حيض براند و اگر بيخ وى مربا كنند با شراب بغايت معده را نيكو بود و مربا چنان كنند كه اول خشك كنند اندكى و بپزند و بعد از آن در آب سرد خويسانند و پس در شراب نهند و شيخ الرئيس گويد نافع بود جهت همه الم‌ها و دردها كه از سردى بود و مفرح دل و مقوى آن بود و غافقى گويد