علي بن حسين انصارى شيرازى
183
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الرا راوند بپارسى ريوند گويند و مولف گويد بيخ ريباس است و صاحب منهاج گويد دو نوع است چينى و خراسانى و خراسانى معروف بود به راوند الدواب بان جهت كه چهارپايان مستعمل كنند و چينى جهت آدمى و ابن مولف گويد ريوند سه نوع است چينى و هندى و خراسانى و هندى گرانوزنتر بود و سرخرنگ بود سرخى تيره و بهترين ريوند چينى بود كه چون سحق كنند برنگ زعفران بود و چون بشكند اندرون وى بطريقهء كوهان گاو بود و آن را ريوند لحمى خوانند و بايد كه سمهاى بزرگ بود مانند سم اسب و بايد كه قطعا سوراخ در وى نبود و طبيعت آن گرم است و گويند معتدل است و شيخ الرئيس گويد گرم است در سيم و خشك است در اول و گويند گرم است و خشك در دوم و چون سحق كنند با سركه و بر كلف روى مالند زايل كند و چون بياشامند بادها را نافع بود و ضعف معده و درد گرده و مثانه و رحم و درد جگر و مغص و ورم سپرز و عرق النسا و نفث الدم كه از سينه بود و ربو و فتق و فواق و خفقان و قرحهء امعا و اسهال و تبهاى داير و سموم و گزندگى جانوران نافع است و شربتى از وى نيم درم بود تا دو درم و گويند از دانكى تا يك درم و اگر با سركه بر قوبا طلا كنند زايل كند و چون به آب ضماد كنند بر ورمهاى گرم مزمن بگدازاند و جالينوس گويد درد جگر و سپرز را نافع بود و سده جگر و امعا بگشايد و خاصيت وى در جگر و وجع آن اگرچه مزمن شده باشد و ورم و صلابت آن و قوت جگر زياده از همه چيز بود و اربياسوس گويد نافع بود باسهالى كه از ضعف معده بود و شيخ الرئيس گويد چون روغن وى بمالند جهت تشنج كه در عضله حادث شود و درد آن و امتداد آن نافع بود و مجهول گويد چون طلا كنند ميان هر دو شانه خوف از دل ببرد و سفيان آندلسى گويد مقوى اعضاى باطن بود و سده بگشايد و رطوبتهاى فاسد خشك گرداند و طبيعت پاك كند از بلغم لزج و خلط خام و استسقا را سود دهد و سنگ گرده و مثانه بريزاند و درد مثانه را بغايت نافع بود و بول براند و اسهال كه از سدّه ماساريقا و جگر از رطوبت بسيار بود سود دارد و چون با صبر بود فعل وى اقوى بود و همچنين با هليله كابلى جهت تنقيه دماغ و تنقبه تام بكند و دهن را نيكو گرداند و صداع بلغمى زايل كند و اگر پارهء لوغازياء كهن با وى اضافه كنند فعل وى قويتر و سودمندتر بود جهت قولنج بلغمى و ريحى اطلاق طبيعت و تحليل رياح كند و تب ربع و تب صفراوى را نافع بود و فولس گويد بدن را پاك گرداند از همه حرارتها و ورمهاى گرم و درد جگر و سپرز را نافع بود و يوحنا گويد ورم معده و درد شش و جگر را نافع بود و بواسير و ناسور كه در مقعد بود چون سحق كرده و بر آن پاشند خاصه با انزروت سود بخشد و گويند مضر بود بسفل و مصلح وى صمغ عربى بود و بدل آن نيم وزن آن زراوند و مدحرج به وزن آن ورق گل سرخ و سنبل بود و رازى گويد بدل آن در ضعف جگر و معده يك وزن و نيم آن ورق گل سرخ و پنجيك وزن آن سنبل بود .