علي بن حسين انصارى شيرازى

177

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

ديك بپارسى خروس بود خصيهء وى زود هضم شود و گوشت وى گرم و خشك بود و بقراط گويد مرق وى رعشه و درد مفاصل را نافع بود خاصه چون با شبت و بسفانج و پياز بياميزند و صاحب منهاج گويد با شبت تنها بپزند تا دنكى آب بماند و آن مرق بياشامند و مرق خروس پير ربو را سود دهد و چون بسفانج و شبت اضافه كنند قولنج را نافع بود و با خسكدانه مسهل بلغم بود و چون با چيزهاى قابض بپزند سجح را نافع بود و چون با شير بپزند قرحهء مثانه را نافع بود و چون بشكافند بعد از آنكه كشته باشد و گويند زنده و بر گزندگى افعى و مار و دد نهند بغايت نافع بود و پوست كه در سنگدان وى بود اگر خشك كرده سحق كنند و با شراب بياشامند درد معده را بغايت نيكو بود و مؤلف گويد با قدرى نبات سحق كنند و سفوف سازند همين عمل كند و ابن مؤلف گويد اگر مغز خروس با شكر بخورند قوت باصره بدهد و حفظ بيفزايد و خاطر روشن كند دينساقوس آن را خس الكلب خوانند و جرامغه نيز گويند و مشط الراعى و آن نوعى از خار است كه آن را بشيرازى طوسك خوانند و ساق وى دراز بود و ورق وى مانند ورق خس بود و خارناك باشد و معنى دينساقوس عطشان بود و چون خشك گردد لون آن سفيد گردد و چون با شراب بجوشانند و بكوبند تا بقوام آيد مرهم شود و بر مقعد ضماد كنند شقاق را زايل كند و اگر بر ناسور نهند سود دهد و گل وى خواه خشك و خواه تر نيكو بود چون بكوبند و در خرقهء پاك كنند و سر خرقه ببندد و در ميان شير نهند و بمالند چندانكه هيچ در خرقه نماند و آن شير بر شيرى ديگر كنند مجموع يك پاره گردد و ببندد و اگر در آب بمالند همچنانكه گفته شد و سه بامداد بناشتا بياشامند سپرز را دفع كند و چون بجوشانند و بخورند مسخن بود و بول براند و اگر جوشانيده ضماد كنند بر موضعى كه قطع خواهند كرد منع حس بكند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : دينساقوس بكسر دال لغت يونانى است بمعنى دائم العطش و آن را حس الكلب ديك‌برديك به شيرازى مرگ موش عملى خوانند آكله يعنى خوره را نافع بود و هر ريشى كه عفن شده باشد و گوشت زياده بخورد و بواسير را قطع كند و بوى گند آن ببرد و وى از جمله سميات بود و مؤلف گويد زرنيخ مصعد است و كسى را كه آن را خورده باشد مداواى آن در صفت زرنيخ گفته شود صاحب مخزن الادويه در ماهيت ديك‌برديك مىنويسد : آن چيزى است مصنوع از زرنيخ و زنجار و ديك و زيبق كه مجموع را سائيده در دو ديك مضاعف يعنى يكى بر ديگرى به عمل مىآورند و گفته‌اند از تراكيب اطباى فارس است و شيخ داود انطاكى گفته از تراكيب بخاشعه است كه از براى خلفاى عباسى ساخته‌اند و بسيار حار و حاد و يابس و اكال است