علي بن حسين انصارى شيرازى
170
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
دم الحمامه و الورشان و الشفتين و الدجاج خون كبوتر و خون ورشان كه بپارسى كناد گويند و خون شفتين كه بپارسى بوتيمار خوانند و مرغ خانگى بهترين آن بود كه از حيوان سليم گيرند آن گرم بود جهت منع ورمها كه تولد كند به سبب سقط با روغن گل نافع بود جهت جراحتهاى چشم در چشم چكانند سودمند بود خاصه خونى كه از بال وى گيرند و خون فاخته و كبوتر قطع خون رفتن از حجب دماغ بكند دم الثور خون گاو نر چون تر بود از جمله سمومات بود از خوردن وى عسر النفس و وجع حلق و مرى و سرخى زبان و غثيان سخت و كرب و اضطراب پيدا شود و بخناق كشد و كزاز آورد و مداواى وى بحقنه و اسهال كنند و قى در آنجا خطرناك بود كه خناق آورد و بعد از حقنه و اسهال ادويها كه نافع بود جهت افسردگى خون مانند بيخ انجدان و بوره و حلتيت و خاكستر چوب انجير در سركه و فلفل و انفحها كه در سركه نهند و دهند و خاكستر سرد و تخم كرنب و عوسج و علامات خاص وى آن بود كه از سر وى مانند زعفران چيزى بيرون آيد و اولى آن بود كه بر شكم و معدهء وى آرد جو ماء العسل ضماد كنند و اگر خون وى همچنان گرم بود بر ورمهاى صلب با سويق ضماد كنند تحليل دهد دم الضفدع خون وزغ كه آن را به شيرازى بك گويند بهترين آن خون سبز و زرد بود منع موى رستن بكند و مويى زياده كه در چشم بود چون بكشند و بر موضع وى طلا كنند ديگر نرويد خاصه خون ضفدع سبز كوچك و چون بسوزانند و خاكستر وى در بينى دمند خون رفتن بازدارد و على بن عباس المجوسى گويد كه چون طلا كنند بر دندان بروياند و غير او گويد كه ضفدع و خون وى چون بر دندان نهند بيفتد و ابن مؤلف گويد اگر چهارپائى در ميان علف ضفدع بخورد تمام دندانهاى او بيفتد دم الحربا خون آفتابپرست كه آن نوعى از عضابه بود منع موى زيادت كه در چشم بود بكند چون بكشند و بر موضع آن طلا كنند دم الخفاش چون بر پستان طلا كنند بر حال خود نگاه دارد و نگذارد كه بزرگ شود دم الحايض گويند مسكن وجع نقرس بود چون بر وى چكانند و چون بر حمره بمالند نافع بود و چون زن به خود برگيرد منع آبستنى بكند دم الكلب الكلب خون سگ ديوانه گزندگى وى را نافع بود و سم سهام ارمنيه و گويند بچه بيرون آورد و منع موى زيادت كه در چشم بود بكند و جالينوس گويد دروغ است دم الدب خون خروس چون گرم بر ورمها نهند زود پخته شود و ابن زهر آورده كه خون وى چون در چشم كشند بعد از آنكه موى زيادت كنده باشند ديگر نرويد و شريف گويد خون وى چون ديوانه بياشامد نافع بود