علي بن حسين انصارى شيرازى

171

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

دم الورل و الحردون خون ايشان چون در چشم كشند قوت باصره بدهد و ايشان نوعى از عضابه‌اند و صفت حردون گفته شد و از آن ورل گفته شود دم البوم خون بوم ربو را نافع بود و همچنين مرق وى و گوشت وى دم التيس خون بز نر كه بشيرازى دكه خوانند بهترين آن بود كه از بز كوهى گيرند چهارساله وقتى گيرند كه انگور رنگ خواهد گرفت و ديگى سنگين بياورند و حلق وى ببرند و خون اول رها كنند و خون آخر نيز بگذارند كه برود و از آن ميانه بگيرند و در ديگ رها كنند تا سرد شود بعد از آن قرصها بسازند و رها كنند تا خشك شود و از غبار نگاه دارند و در جايى نهند كه نم بود و چون خواهند كه استعمال كنند جهت سنگ كليه و مثانه سه درم از وى در كاسهء شراب شيرين حل كنند و بياشامند يا در آب كرفس كوهى وقتى كه وجع ساكن بود سنگ گرده بريزاند و مجرب است و چون تر بود بر ورمهاى گرم طلا كنند نفج دهد دم المغر خون بز چون با عسل بياشامند ذوسنطاريا را نافع بود و چون بريان كنند سم سموم ارمنيه را نافع بود چون با شراب بياشامند دم الحمل خون بره گويند سودمند بود بخاصيت صرع را دم الخنزير خون خوك گرم و تر بود مانند خون آدمى و گوشت وى مانند گوشت آدمى بود بطعم و قطعا فرق نتوان كرد كسى كه آدمىخوار بود دم الفار خون موش چون بر ثاليل و مسامير طلا كنند زايل كند دم الديك و الدجاج خون خروس و مرغ سودمند بود جهت خونى كه از غشاى دماغ روانه بود ببندد دم الحمار خون خر منع رعاف كه از حجب دماغ بود بكند دم الثعبان دم التيين نيز گويند و آن دم الاخوين است و گفته شد