علي بن حسين انصارى شيرازى
153
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
اگر دماغ سرد بود به سبب آن مايههاى سرد بلغمى نيك سرد شود و زيادت گردد و از وى صرع و سكته و فالج و رعشه و كابوس و ترسيدن در خواب بيدارى بىسببى پديد آيد و آنچه از آن مادهها بجانب پا افتد از وى نقرس و ضعف اعصاب پديد آيد اما آنچه از آن فضلها در جگر جمع شود اگر جگر گرم باشد بسبب شراب گرمتر شود و خون را بسوزانند و ماده صفرا زيادت شود و سودا نيز و تبهاى صفراوى و سوداوى پديد آيد و اگر جگر در اصل سرد بوده باشد چون شراب خورده باشد بسيار حرارت غزيزى كمتر شود و جگر سردتر شود و اگر شراب را هضم نتواند كرد و فعل نتواند كردن بدين سبب فضلهها گرد آيد و در تن پراكنده شود و سده پديد آيد و به استسقا انجامد و از اين تفصيل كه كرديم معلوم مىشود كه چندانكه در شراب كم خوردن منفعت است در شراب بسيار خوردن مضرت است و اگر خواهد كه شراب مستى كمتر كند رب غوره با تخم كرنب تنقل كند و غذا كمتر خورد و فالوده قندى خورد و نيلوفر بويد و اگر محرورىمزاج بود تنقل با نارمر كند و سيب مرو كاهو و جماز و طلع و غذا پيشتر از خوردن آش غوره و سماق و اناردانه خوردن است و دفع مضرت وى به شراب اترج يا ريباس كردن فرانسه VIN انگليسى WINE خمير ترى و خشكى وى به قدر نمك بود در قلت و كثرت و تازه وى گرم بود در دوم و كهن وى گرم و خشك بود در سيم و در او قوت متضاده بود مركب از سرد و گرم سردى وى جهت حموضت بود و گرمى وى جهت عفونت و گرمى طبيعى از جهت نمك دارد و در وى قوت جلا بود و جذب ماده بلغمى بكند از عمق بدن به ظاهر و محلل بود و منضج همه ورمها خاصه دماميل چون با نمك بياميزند و اگر ضماد كنند بر وجعى يا ورمى كه در شيب پاى بود نافع بود و چون معتدل بود در آب خويسانند بعد از دو ساعت صافى كنند و دانگى طباشير و طسويى زعفران و دانگى قند در سى درم آب حل كرده بياشامند تسكين خمار بكند و تشنگى بنشاند و چون خمير در آب حل كنند و دانگى و نيم وزن آن روغن بنفشه با آن بياميزند و بدان غرغره كنند ورم اندرونى حلق را نافع بود و چون در آب حل كنند و از آن چايى سازند و قطرهء چند سركه بدان چكانند و بياشامند قطع اسهال بكند در مخزن الادويه مىنويسد : خمير به فتح خا و كسر ميم به عربى عجين و به فارسى خمير ترش و خميرمايه و بهندى ماوا نامند و آن آرد گندم است كه با روغن كنجد و يا روغن زيتون و يا روغن گاو يا روغن گاوميش و يا بز و يا گوسفند و شير و ماست هريك كه باشد سرشته بگذارند تا ترش و بدبو گردد و قدرى از آن را داخل خمير نان مىنمايند تا برآيد و فطير نماند فرانسه PATE انگليسى PASTE خمل سورنجان است و گفته شود خمان دو نوع است بزرگ و كوچك و بيونانى خمااقطى و بطينه بدقه گويند در صفت ثمر آنكه آن را بل خوانند هم گفته شد و خمان بزرگ را شبوقه خوانند و گفته شود و قوت هر دو مجفف بود و محلل تحليل معتدل و قوت خامااقطى مبرد و مسهل به سبب رطوبت مايى كه در وى هست ليكن معده را بد بود و ورق آن چون بپزند مانند ترههاى دشتى مسهل بلغم بود و مره و ساق وى چون تازه بود بجوشانند همين عمل كند و اصل وى چون با شراب بجوشانند و با طعام بخورد مستسقى دهند سود دهد و اگر كسى را افعى زده باشد بياشامد بغايت نافع بود و اگر با آب بپزند و زن در آن نشيند صلابت رحم نرم گرداند و به حال آورد و ثمر وى چون با شراب بياشامند همين عمل كند و چون بر موى مالند سياه گرداند و ورق وى چون تر بود با پست جو بياميزند و بر ورم گرم و سوختگى آتش و گزندگى سگ ديوانه ضماد كنند نافع بود و چون با پيه بز بر نقرس ضماد كنند و يا با شراب بياشامند همين عمل بكند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خمان بفتح خا لغت نبطى است و به عربى رقعا نامند و بيونانى اقطى و آن دو صنف مىباشد كبير و صغير و كبير آن شبيه به شجر و شاخهاى آن مايل بسفيدى و مانند نى مستدير و برگ آن مانند گردكان و از آن كوچكتر و ثقيل الرايحه و در هر شاخى از سه عدد تا پنج عدد و بر سر شاخى قبهء و گل آن سفيد مايل بسرخى و ثمر آن شبيه به حبة الخضرا و بنفش مايل بسياهى و آنكه آن را درخت هندى كه ثمر آن بل است دانسته اشتباه كرده است