علي بن حسين انصارى شيرازى
145
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
گويند در دويم حرارت معده را نيكو بود و خواب آورد و بول براند و خونى كه از وى متولد شود نيكوتر از خونى بود كه از بقول ديگر حاصل شود و ميل بسردى داشته باشد و جهت آب گردش نافع بود و آنچه ناشسته بود در وى نفخ كمتر بود و آنچه شسته بود نفخ در وى زيادت بود و اگر در ميانه شراب تنقل كنند مستى كمتر كند و وى زود هضم شود و تشنگى بنشاند و با سركه اشتهاى طعام بازديد كند يرقان را نافع بود و جهت ورمهاى گرم بر حمره طلا كردن نافع بود و بيخوابى زايل گرداند خواه خام خوردن و خواه پخته و قطع سيلان منى بكند و درد چشم كه از گرمى بود بر آن ضماد كردن سود دهد و تخم وى چون بياشامند سودمند بود جهت كسى كه احتلام بسيار افتد و قطع شهوت جماع بكند و كاهوى برى لبن وى در قوت مانند لبن خشخاش سياه بود و قطع سيلان منى بكند مانند بستانى و نيم درم از لبن وى مسهل كيموس مايى بود و گزندگى عقرب و رتيلا را نافع بود چون بياشامند و كاهو بسيار خوردن چشم را ضعيف گرداند و تاريكى آورد و حواس را تيره كند و مصلح آن هليلهء مربا بود و اولى آن بود كه به حب قوقا يا تنقيه كنند و آب رازيانه در چشم چكانند و كاهو مضر بود بباه و مصلح وى كرفس و نعناع بود لاتين ACTUCA SATIVA فرانسه LAITUE انگليسى LETTUCE - CABBAGE - LETTUCE خس الحمار سنجار است و سوقليوس و ابو خلسا نيز گويند و گفته شد خسرودارو خولنجان است و گفته شود خشخاش سفيد بستانى بود بهترين وى تازه فربه بود و طبيعت وى سرد و تر بود در دويم و گويند در سيوم و عيسى گويد سرد و خشك بود در دويم سودمند بود جهت سرفه گرم و نزله سينه و رطوبات معده و نفث دم و بادها نيز كه فرود آيد از سر و با عسل منى را زياده كند و مقدار دو درم تا پنج درم مستعمل بود و حب وى شكم براند و غذاى اندك دهد و مصلح وى عسل بود يا قند و صاحب تقويم گويد بسيار از وى مرخى بود شش را و مصلح وى مصطلى بود و سليخه و اسحق گويد پوست وى مضر بود به شش و مصلح وى مصطلى بود و پوست آن از دانه منوم تر بود و چون بپزند و وى را ضماد كنند بر پيشانى بيخوابى را نافع بود و بيخ وى چون با شراب بجوشانند تا به نيم بازآيد جگر معلول را نافع بود و كسى كه در شكم وى خلطى غليظ بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : كه خشخاش را بهندى پوست گويند لاتين PAPAVER SOMNIFERUM فرانسه PAVOT BLANC انگليسى WHITE POPPY خشخاش سياه صاحب تقويم گويد برى و بستانى بود و صاحب منهاج گويد برى مصرى بود و بهترين وى تازه فربه بود و طبيعت آن سرد و خشك است در سيم و گويند در چهارم تر است ريشهاى چشم مواشى زايل كند و خشخاش سياه چون بكوبند خرد و با شراب بياشامند اسهال و سيلان رطوبات مزمن كه از رحم آيد نافع بود و چون باب خلط كنند و بر پيشانى و صدغين ضماد كنند بيخوابى را زايل كند و چون در داروهاى چشم استعمال كنند سودمند بود جهت حرارت جگر بغايت نافع بود و مقدار مستعمل از وى نيم درم بود و ديسقوريدوس گويد چون بسوزانند و خاكستر آن با روغن گل و سركه بر جرب طلا كشد و بحمام روند و بنشينند تا به عرق فرود آيد بغايت سودمند بود و مخدر بود و مضر بود به شش و مصلح وى تخم رازيانه بود و صاحب تقويم گويد مصلح وى روغن زنبق و نرگس بود