علي بن حسين انصارى شيرازى

133

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

اول و ورق وى چون با سركه بياشامند صرع را نافع بود و تقطير البول را سود دهد و ورق وى ضعيف‌تر از گل وى بود و صمغ وى كهربا بود و تخم وى لطيف‌تر از صمغ بود و آن را سرو خوانند و ورق وى چون با سركه بر نقرس ضماد كنند بغايت نافع بود و تقطير البول را سود دهد و ثمر وى منع آبستنى بكند و شيخ الرئيس گويد كه وى لطيف بود و سخت گرم نيست و يك مثقال ثمرهء وى عرق النسا را نافع بود و اسحق گويد يك مثقال از ورق وى بعد از ظهر با سركه سودمند بود جهت آبستنى در مخزن الادويه آمده است كه : حور بضم حا درختى است شبيه بدرخت خرما برگ آن مانند برگ بيد و از آن باريكتر و پوست آن زرد و گل آن خوش‌بو و دانهء آن مانند گندم و بلغت اندلس آن را سردوله نامند حومر و حمر نيز گويند و آن تمر هندى است و گفته شد حوارى آرد گندم سفيد بحرير بيخته بود حوجم اسم عربى ورد احمر است حوران و حوفران اين هر دو اسم طرخون است و گفته شود حومانه اسم عربى طرفين است و گفته شود حور اسفندار بستان‌افروز بود و گفته‌اند طرخون است حيه مار است و انواع آن بسيار است و آنچه در ترياق مستعمل بود افعى است و قرص افعى از وى سازند و صفت وى در مركبات گفته شود حيوة المولى قطران است و گفته شود حى العالم ابرو خوانند ابرو الحى ابدا يعنى هميشه زنده و هرگز ورق آن نيفتد و پيش‌بهار نيز گويند و بعضى گويند بستان‌افروز است و بعضى گويند تخم آن است و اين هر دو خلاف است و آنچه محقق است نوعى از رياحين است كه در تبريز بسيار مىباشد و دايم سبز بود و حى العالم دو نوع بود كوچك و بزرگ و ديسقوريدوس گويد سه نوع است يك نوع كوچك خودرو بود كه جايهاى سايه و بن ديوارها و كوهها رويد و قضبان وى كوچك بود و يك شاخ بيش نبود و ورق بسيار بدان بود و به قد يك وجب بود و گل