علي بن حسين انصارى شيرازى

120

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

حرق بادنجان است و گفته شود حديد بپارسى آهن را گويند و آن سه نوع است شاپورقان و نرم‌آهن و فولاد مصنوع بود فولاد طبيعى معدنى را شاپورقان و سابرقان نيز گويند و آن پولاد نر است و پولاد مصنوع از نرم‌آهن گيرند و زنجار آن را رعفران الحديد خوانند قابض بود و منفعت آن در باب را گفته شود و خبث الحديد در خا گفته شود و صفت توبال آن در تا گفته شد و آهن سرخ‌كرده چون در آب اندازند يا شراب شكم ببندد و ريش روده و ورم سپرز و هيضه و استرخاء معده و سلس البول و درد مقعد را نافع بود و باه را قوت دهد خاصه آبى كه آهنگران آهن تافته در آن اندازند و آن را دوس خوانند و ماء الحديد گويند گزندگى سگ ديوانه را بغايت مفيد بود وقتى كه نداند و برادهء آهن چون بخورند درد شكم سخت و خشكى دهن و درد سر آورد و مداواى آن بشير تازه يا بعضى ادويه مسهله قوى كنند بعد از آن مسكه و روغن بياشامند و روغن بنفشه و روغن گل و سركه بر سر مالند و يك درم مغناطيس بخورند و امراق دسمه و روغن گاو و در خواص آورده‌اند كه اگر برادهء آهن بر كسى بندند كه در خواب دندان‌ها خايد ديگر نخايد لاتين FERRUM فرانسه FER انگليسى IRON حدج حنظل نارسيده بود كه هنوز سبز باشد حداة مرغى است كه بشيرازى كوركور گويند گوشت او را نشايد خورد كه عفونتى در بدن پيدا مىكند خون وى با اندكى نمك و گلاب خلط كنند و بناشتا بياشامند ربو ضيق النفس را نافع بود و چون پرهاى وى بسوزانند بىسر و خاكستر آن به آب بياشامند نقرس را نافع بود و چون زهره وى در سايه خشك كنند و به آب حل كنند و كسى را كه حيوانى موذى گزيده باشد مانند عقرب و افعى و غير آن اگر زخم از طرف راست بود سه ميل از آن در چشم چپ كشند و برعكس آن بغايت نافع بود و از مردن خلاص يابد بفرمان خداى تعالى صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حداة بكسر حا به فارسى غليراج و بشيرازى كوركوره و بتركى چلقان و بهندى چپل نامند و به عربى آن را ابو القطاب و ابو الصلت و جمع آن حدأ و يا حد آمده است و آن طائرى است شبيه بباز و حيوانات كوچك را بربايد . . . حرمل ابن سمجون گويد دو نوع است سرخ و سفيد نوع سفيد را حرمل عربى خوانند و بيونانى مولى و به پارسى صندل ورق او مانند ورق بيد بود كوچكتر و گل وى مانند گل ياسمين سفيد بود مطلق و خوشبوى بود و بسريانى بشياشا خوانند و نوع سرخ را حرمل عامى گويند و هزار اسفند نيز گويند و مؤلف گويد آن نوعى از سداب كوهى بود حرمل گرم و خشك است در سيم و گويند در چهارم نافع بود جهت مفاصل طلا كردن و چون سحق كنند و با عسل و زهره مرغ و زهره كبك و زعفران و آب رازيانه در چشم كشند قوت باصره بدهد و اگر بخورند با ادويه قاتلات دود و حب القرع را بيرون آورد و قولنج را نافع بود و عرق النسا و وجع و ركين چون نطول كنند به آب آن نافع بود سينه و شش را از بلغم پاك كند و باد كه در روده بود تحليل دهد و نافع بود جهت سردى دماغ و بدن را نافع بود و ليكن سده و صداع آورد و مغثى بود و مسكر و مصلح وى صاحب تقويم گويد مصلح وى قرومانا و دارچينى بود و جالينوس گويد نافع بود فالج و لقوه و تشنج سرد و علت گرده و مثانه را و مسهل مرار اسود و بلغم لزج بود و حيض و بول براند و نقيع وى سودا را نيك بود و تحليل كند و خون سوداوى صافى كند و طبيعت نرم دارد و حبشى گويد مستى وى مانند مستى خمر بود و مجهول گويد لون را صافى كند و محرك جماع بود و فربهى آورد و بول و حيض براند