علي بن حسين انصارى شيرازى
112
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
لاتين PISTACIAE ACUMINATAE SEMINA فرانسه SENENCES DE TEREBENTHINE انگليسى PERSIAN TURPENTINE SEEDS حب الكمثرى بپارسى دانهء آمرود را گويند و بهترين آن بزرگ بود كه به زردى مايل بود و اسحق گويد گرم و خشك است و درد شش را نافع بود و مقدار چهار درم مستعمل بود و گويند مضر بود به گرده و مصلح وى عناب بود و بذر قطونا حبارى فلوفس خوانند بپارسى چرز گويند و آن نوعى از كلنگ بود و گوشت وى سبكتر از گوشت بط بود از بهر آنكه وى برى است و در وى غلظتى بود پيه وى چون با اندكى نمك و سنبل بكوبند و حب سازند مانند نخود و در سايه خشك كنند و بردارند چون پنج حب از آن به آب نيمگرم بياشامند بناشتا درد را بغايت نافع بود و اگر پوست اندرون سنگدان وى خشك كنند و سحق كنند باندك نمك اندرانى و در چشم كشند در ابتداى نزول آب هيچ نيكوتر از آن نبود و اگر دل وى در خرقه بندند و بر كسى آويزند كه خواب بسيار كند خواب از وى بشود و در سنگدان وى سنگى بود چون بر كسى بندند كه رعاف داشته باشد در ساعت بهبندد و تا آن با خود داشته باشد عود نكند و بخاصيتى كه در وى است اين عمل مىكند و خون وى ربو و عسر النفس را نافع بود و گوشت وى گويند بغايت گرم و خشك است و اولى آن بود كه به آب و نمك بياميزند و بعد از آن روغن بادام بر وى ريزند و اگر به جهت سردمزاج بود روغن گردكان و زيت و دوسه پاره دارچينى و قولنجان و مرق آن مريض را نافع بود در تحفه مىنويسد : حبارى بپارسى هوبره نامند و آن مرغى است برى خاكسترىرنگ و منقش بسياهى و منقارش دراز صاحب مخزن الادويه نيز مىنويسد : حبا را با ضم حا به فارسى هوبره و بتركى توغدرى و بهندى چرز نامند و آن مرغى است برى و منقاران بلند و پايهاى دراز لاتين OTIS TARDA فرانسه OUTARDE انگليسى BUSTARO حبق الراعى برنجاسف است و گفته شد حبق البقر بابونج است و گفته شد حبق الفيل و حبق القتا مرزنجوش است و گفته شد حبق القرنفلى فرنجمشك است و برنجمشك نيز گويند و بپارسى قرنفل بستانى خوانند و گفته شود حبق ترنجانى بادرنجبويه است و گفته شد حبق الماء فوتنج نهرى است و حبق التمساح نيز خوانند و در فوتنج گفته شود