محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

368

قانونچه في الطب ( فارسى )

و آن نزد اكثر اطبا ورم حار است كه در ريه عارض شود و ورم حار به مذهب شيخ الرئيس آن است كه از ماده حار بالذات و در جوهر خود مثل خون و صفرا و يا از ماده حار بالعرض به سبب عفونت و ملوحت مثل بلغم متعفن و شور و سوداى متعفن حادث شود و اورام بارد و بلغمى و سوداوى كه در آن عفونت و سخونت نباشد آن را در عرف اطبا ذات الريه نمىگويند و لهذا ورم رخو صلب را بعد ذات الريه علىحده ذكر مىكنند . اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 195 . ربو و بهر بدانكه اطبا را در اطلاق لفظ ربو و بهر و ضيق النفس و انتصاب نفس اختلاف است و شيخ الرئيس مىفرمايد كه ربو مرضى است كه تعلق به ريه دارد و نفس صاحب آن متواتر مىباشد مانند نفس كسى كه او را خناق به هم رسيده و يا كسى را كه عظيم عارض گشته و ايضا قول اوست كه ربو دشوارى در نفس است و نفس صاحب او مشابه به نفس متعب مىباشد و آن از سرعت و تواتر و صغر خالى نباشد برابر است كه با ضيق باشد يا نه و مسيحى گويد ربو آن است كه تنفس كند انسان تنفس شديد متواتر مثل تنفس كسى كه عدد و لعب كند و هم‌چنين صاحب ذخيره گفته ربو آن است كه آدمى آسوده دم نتواند زد مگر به شتاب و تواتر همچون نفس كسى كه بدود و صاحب كامل نوشته علل معروفه به ربو و بهر و ضيق النفس و انتصاب نفس تمامى حادث مىگردند از ضيقى كه در مجارى ريه به هم رسد به جهت آنكه هرگاه ضيق در شرائينى كه در آن است به هم رسد ربو و بهر حادث مىگردد و هرگاه در اقسام قصبه آن باشد ضيق و انتصاب نفس احداث مىنمايد و گويند كه مراد او از اين بيان اين است كه ربو و بهر با هم مترادف‌اند و همچنين ضيق و انتصاب نفس بلكه مراد او آن است كه اگر ضيق در شرائين است ربو به هم مىرسد و چون قوى گرديد بهر حادث مىگردد و همچنين ضيق در اقسام قصبه ريه اولا تا كه سبب ضعيف باشد ضيق النفس و نزد شدت و قوت سبب انتصاب نفس احداث مىنمايد و هم او گويد كه ضيق النفس عرض عام است براى اصحاب اين علت و براى اكثر علل حادث در آلات تنفس و حجندى فرق ميان ربو و بهر چنين بيان نموده كه ماده ربو محتبس در عروق خشنه مىباشد و ماده بهر در شرائين و از اينجاست كه بعضى گفته‌اند در بهر ملمس صدر حار مىباشد و عند سعال چهره سرخ مىشود به جهت احتباس ابخره دخانيه و در ربو چنين نباشد و از كلام قرشى نيز تباين در ضيق النفس و ربو ظاهر مىشود كه هر واحد را از آن هر دو و كذا علاج و احكام آن هر دو جدا بيان نموده و ايضا از تعريف ضيق النفس كه در بحث او مسطور شد مفهوم مىگردد كه نفس در ضيق حاد صغير سريع باشد به خلاف ربو كه نفس او مثل نفس متعب بود و آن عظيم ثقيل است با وجودى كه آن در هر دو قسم سريع متواتر مىباشد و بعضى گويند كه ضيق عسر نفس است و ربو