محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

324

قانونچه في الطب ( فارسى )

نيم - به نسخه شاپور و چهاربخت از هريك دو درم و نيم ) ؛ افتيمون اقليطى ، كماذريوس ، مقل ، صبر سقوطرى ( از هريك سه درم ) ، حاشا ، هيوفاريقون ، ساذج هندى ، فراسيون ، جعده ، سليخه سياه ، فلفل سياه ، فلفل سفيد ، دارفلفل ، زعفران ، دارچينى ، بسفايج فستقى ، سگبينج ، جاوشير ، جندبيدستر ، مرّ مكى صافى ، فطراساليون ، زراوند طويل ، عصاره افسنتين ، فرفيون ، حماما ، سنبل الطيب ، زنجبيل ( از هريك دو درم و نيم ) ؛ اسطوخودوس ، جنطيانا ( از هريك دو درم و نيم - و در نسخه ديگر وزن اين اجزا از هريك دو درم و نيم است ، سواى بسفايج كه سه درم است - جنطيانا و اسطوخودوس ، از هريك يك درم و نيم - و در نسخه ديگر وزن اين اجزا از هريك دو درم است ) با عسل مصفّى به قدر كفايت بسرشند ، شربتى تام از آن چهار مثقال با آب نيمه‌گرم و عسل يا با طبيخ افتيمون و مويز منقّى . شيخ داوود انطاكى گفته كه قوت اين ايارج تا چهل سال باقى مىماند و شربتى از آن تا يك مثقال است و آن - قدس سره - مىفرمايند كه آنچه به تجربه آمده شربتى تام از آن سه مثقال صيرفى است كه چهار مثقال طبى باشد . و نيز شيخ داوود گفته كه ديدم در نسخه كه قوت اين باقى مىماند مانند ترياق فاروق . و چون اراده اسهال آن كنند ، بايد كه فراگيرند از آن مقدار چهار درم . نيز گفته كه در نسخه ديگر اين ايارج ، مرجان سرخ ( سه درم ) ، مرواريد ناسفته ( يك مثقال ) ، ورق طلاى محلول و ورق نقره محلول ( از هريك يك مثقال و نيم ) داخل است . ( قرابادين كبير ) ترياق / ترياق الافاعى بدان كه ترياق - به كسر اول - معرب از لغت يونانى است كه تريا و قاء ممدوده باشد . و تريا در لغت يونانى به معنى نافع است از براى گزيدن جانوران سمى ، و وقاء در آن لغت به معنى نافع است از براى ادويه مشروبه سمى . پس اين هر دو لغت را مركب كرده معرب ساخته تخفيف داده ترياق ناميده‌اند . و نيز آن را عربان درياق و درياقه و دراق به تشديد را ناميده‌اند و در اين لغت ، سيم به كسر اول - بنا بر اشهر - و به فتح نيز - در كل لغات - آمده است . و نيز گفته‌اند كه مركب و مخفف از ترياق است كه تريا به معنى سم است مطلقا و يوق به معنى مقاوم آن . پس هر دو را مركب و مخفف كرده‌اند ؛ يعنى مقاوم سموم . و گفته‌اند كه معرب از ترياك فارسى است كه عبارت از افيون است و اصطلاح كرده‌اند اطبا ثانيا براى هر دوا كه فادزهريت داشته باشد كه به خاصيت مقاوم سموم و رفع نكايت او كند و محافظت نمايد روح را از فساد و تعفن ، خواه حدوث آن سميت در بدن از گزيدن جانوران باشد و يا از آشاميدن سموم . . . و يا از فساد و عفونت هوا باشد . . . اعم از آنكه آن دوايى كه رفع سميت مىكند مفرد باشد يا مركب . و بعض اطبا ترياق را مخصوص داشته‌اند به مركباتى كه اين عمل كنند و اما مفرداتى كه اين عمل كنند پس آن را فادزهر نامند و اين وضع ثالث است . و بعضى استعمال ترياق را بر هر دوايى كنند كه آن را به خاصيت نفعى عظيم سريع قوى باشد ، اعم از آن كه نفع آن از براى سموم باشد يا غير سموم از آنچه ضرر به افعال بدن رساند .