محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

79

قانونچه في الطب ( فارسى )

الفصل الأوّل : في الصِّحَّةِ و المَرَضِ فصل اول : تندرستى و بيمارى الصِّحَّةُ حالَةٌ لبدَنِ الإنسانِ « 1 » معها « 2 » تَجرى أفعالُهُ « 3 » علي المَجرَي الطَّبِيعىِّ [ بلا واسطة ] . « 4 » تندرستى حالتى است كه افعال بدن با آن به شكل طبيعى خود انجام مىپذيرند ( بدون واسطه ) . « 5 »

--> ( 1 ) . الف : للبدن . تقييد به بدن انسان بهر آن نموده شده كه منصب طبيب تكلم به جز بدن وى نيست ؛ زيرا كه اگر مثلًا تكلم از صحت اسب كند ، آن را بيطار گويند ، نه طبيب . از مفرح القلوب . ( 2 ) . اگر به جاي معها " بها " مىگفت بهتر بود ، زيرا كه صحت علت سلامتي افعال است و لفظ مع بر عليت علت دلالت ندارد ، براي آن كه جايز است چيزي همراه چيزي بود و حال آن كه معلول علت ديگرى باشد . از مفرح القلوب . ( 3 ) . ب : ( معها تجرى افعاله ) يجري معها افعاله . ( 4 ) . بهتر بود قيد بلاواسطه را - چنان كه در مرض آورده است - در اينجا نيز مىآورد تا اسباب صحت از تعريف صحت بيرون باشند ، چنان كه اسباب مرض از تعريف مرض بيرون‌اند . از مفرح القلوب . ( 5 ) . حالت صحت حسب اطاعت آلات و قوا متفاوت است . صحتي كه در صبيان و شيخان و ناقهان است ، هر چند نسبت به صحت شاب و غير ناقه ضعيف مىنمايد ، اما نظر به احوال صاحبش چنانچه بايد هست . چنانچه در شبان نيز بعضي را افضل بر بعض مىيابيم و حال آن كه هر دو سليم اند غير سقيم . پس از شدت قوت يكي مخالف آن را معرا از صحت نتوان كرد . از مفرح القلوب .