محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
77
قانونچه في الطب ( فارسى )
المَقالَةُ الثّالِثَةُ : في أحوالِ بَدَنِ الإنسانِ و أسبابِها و العَلاماتِ الدّالَّةِ عليها و هي تَشتَمِلُ علي خَمسَة فُصُولٍ « 1 » مقاله سوم درباره احوال بدن انسان از نظر صحت و مرض و اسباب و علائم آنها و شامل پنج فصل است . « 2 »
--> ( 1 ) . الف : علي فصول . ( 2 ) . احوال جمع حال است و حال در اصطلاح عام اطبا بر هر عارضهاى اطلاق مىيابد ، اما در اصطلاح خاص ، اطبا آن را اطلاق نمىكنند مگر بر سه چيز كه صحت و مرض و حالت بين اين دو باشد . البته ، نزد بعضي بين مرض و صحت واسطهاى نيست و آن را مختص به همين دو مىشمارند . مذهب شيخ ابو علي همين است ، به خلاف جالينوس كه ميان صحت و مرض واسطه مىدارد و آن را حالت ثالثه مىخواند و مىگويد اگر سلامتي در همه افعال است ، صحت است و اگر آفت در همه افعال است مرض است و اگر بعض افعال سالم اند و بعضي مَأوف ، نه صحت نه مرض و حالت ثالثه اين باشد . نظر بدين اصطلاح خاص ، اسباب و علامات را احوال نمىتوان گفت . اما اسباب جمع سبب است و سبب در لغت ريسمان را گويند . در عرف عام ، هر چيزي را كه بدان توسل كرده شود سبب خوانند و در اصطلاح حكما ، هر چيزي را كه در وجود شيء ضروري باشد سبب دانند . پس اگر آن چيز داخل در حقيقت شيء بود ، سبب مادي و صوري گويند و اگر خارج از آن بود ، فاعلي و غائي نامند . اما در اصطلاح اطبا ، چيزي را