ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

43

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

پس همان گونه كه اژدها ( مار بزرگ ) لباس خود را از تن مىكند ، يونانيان آن را لباس پيرى مىنامند . انسانها هم مىتوانند با استعمال دستورهاى طبى لباس پيرى را از تن بدر آورند و امراضى كه لازمه پيرى است از آنها دور شود و اگر بر سر اسقلبيوس تاجى از درخت غار « 1 » گذارده‌اند بدين جهت است كه درخت مزبور حزن و اندوه را زايل كند . لذا اگر مىبينيم كه بر سر هرمس هم تاجى مانند آن گذارده‌اند و او را مهيب ناميده‌اند ، آن هم به اين نظر بوده ، زيرا شايسته است اطباء حزن و اندوه را از خود دور سازند . يا آنكه اشاره به اين نكته است كه تاج نشانه صنعت طب و پيشگوئى است و اين‌طور به نظر آورده‌اند كه اطباء و كهنه هر دو بيك تاج مكلل شوند . يا اينكه اشاره به اين معنى است كه درخت غار داراى قوه‌ايست كه بيمار را شفا مىدهد . دليلش اين است كه اگر درخت مزبور در جائى بود ، حيوانات سمى از آنجا فرار مىنمايند ، چنان كه نبات قونورا همين اثر را دارد . ميوه درخت غار كه آن را ( حب الغار ) « 1 » گويند اگر به بدن انسان بمالند اثرش شبيه به اثر جندبيدستر « 2 » مىباشد . براى آن مار دست و پائى ساخته‌اند و گوئى بدست او داده‌اند و اين كار اشاره به اين معنى مىباشد كه تمام اين عالم احتياج بعلم صنعت طب دارد و نمايندهء تمام عالم همان گوى است . اينك شايسته است در مورد قربانىهائى كه بنام اسقلبيوس به منظور تقرب بخداى تبارك و تعالى انجام مىدهند قدرى بحث نمائيم . لذا مىگوئيم : هيچ‌كس در هيچ‌وقت بزى را بنام قربانى اسقلبيوس ذبح نكرده است ، زيرا موى اين حيوان به آسانى رشته نمىشود و مثل پشم نيست و كسى كه گوشت بز زياد بخورد ، فورا مبتلى به بيمارى صرع مىگردد ، زيرا غذائى كه از گوشت اين حيوان درست مىكنند كيموس بدى

--> ( 1 ) - درخت غار - شجر الغار L'aurier - كه انواع و اقسام دارد . ( 2 ) - جندبيدست - گندبيدستر - خايه سگ آبى - خصيه الكلب . Castoreum -