ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

474

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

دينار مىگيرد . او خادم است و بايد وظيفهء خود را انجام دهد و در اصل مطلب دخالتى نكند ، همان گونه كه آهنگر مطابق دستور صاحب كار بايد عمل كند . آهنگر اگر خوب شمشير بسازد دليل آن نيست كه خوب شمشير بزند . آهنگر حق ندارد ، خود را سواركار و شمشيرزن و مرد شجاع بنامد . مترجم هم مثل آهنگر است ، حق ندارد در صنعت طب صحبت و مداخله كند و علل و اسباب بيمارىها را شرح و مورد بحث يا عمل قرار دهد . غرض او در اين كار اين است ، خود را در رديف ما اطباء قلمداد كند تا به او بگويند حنين طبيب است و نه مترجم . بهتر اين بود كه دنبال كار خود را كه نقل و ترجمه است گيرد و صحبتى از طبابت نكند و پولهائى كه از ما براى ترجمه مىگيرد كافى است . اگر چنين كرد او را گرامى مىداريم . بارى بايد مجلس طب را ترك كند و ديگر قاروره نبيند و نسخه ننويسد . برخى مىگويند : حنين به هرجا وارد شود چه خانهء مردم و چه مجالس عمومى او را مسخره مىكنند و بر او مىخندند . من از شنيدن اين حرفها ناراحت مىشدم و تصميم به خودكشى مىگرفتم ، زيرا فوق العاده بر من فشار روحى وارد مىشد و چاره‌اى نداشتم ، زيرا نمىتوانستم با آنها درافتم ، چرا كه يك نفر چگونه مىتواند با يك جامعه دشمن طرفيت كند . با اين حال چون مىدانستم ، حسد آنها را وادار به اين اعمال كرده و خودشان هم مىدانند بد مىكنند صبر مىكردم ، زيرا حسد صفتى است كه هميشه در مردم بوده و هست . حتى آنها كه ديانتى را قبول دارند ، مىدانند اولين حاسد روى زمين قابيل بود ، كه برادرش هابيل را به علت آنكه قربانى او را خدا نپذيرفت و قربانى برادرش هابيل قبول شده بود ، او را كشت . اين صفت نكوهيده از قديم در بشر بوده و هست . بنابراين تعجبى ندارد اگر من محسود شدم و از آن جهت آزار به‌بينم . چنان كه گفته‌اند : حسد براى حسود كافى است و گفته‌اند : حاسد پيش از آنكه دشمن را بكشد خود را كشته است . عربها در اشعار خود حسد را بسيار مورد نكوهش قرار داده اند . چنان كه يكى از آنان گفته است : ان يحسدونى فانى غير لائمهم * قبلى من الناس اهل الفضل قد حسدوا