ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
444
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
چيز نخورى . زيرا طولانىترين مدت آن هفت دوره است و شدت آن در دور چهارم مىباشد . اگر بيمار همه چيز بخورد ، ممكن است تب طولانىتر و شايد خطرناك هم گردد . ابن - ابى ايوب به او گفت : آنچه دستور دهى بدان عمل خواهم كرد و مخالفت نمىنمايم . يوحنا به او دستور داد اگر ميلت به غذا كم بود و بىاشتها باشى فقط بايد مغز نان گندم كه سه مرتبه آن را با آب گرم شسته باشند بخورى و اگر اشتها دارى مزورات ( آش تزيور و آشى كه براى تسلى بيمار پزند ) مثل ماش و كدو و سرمق ( سرمك ) و خيار و شبيه به اين غذاها بخورى و بايد گرسنه از سفره برخيزى . محمد به او گفت : حالا آنچه را كه نبايد بخورم بيان كن . يوحنا جواب داد : اولين چيزى كه نبايد بخورى ، يوحنا بن ماسويه و بعد قاطر جاثليق ( بغله الجاثليق ) است ، زيرا احترام و حق جاثليق بر گردن مسيحيان زياد است . بعد از اينها آن دو كشتى كه طرف شرقى پل بغداد هستند نخور ، زيرا استقامت جسر به آن دو كشتى است . اينها را گفت و خشمگين برخاست و به من بدگوئى و نفرين كرد ، كه چرا او را به اين خانه آوردهام . يوسف گفت : « محمد بن سليمان بن الهادى » معروف به « ابن مشغوف » مبتلى بدردى طولانى شد . ابو العباس پسر هارون الرشيد ، يوحنا را ملزم كرده بود ، او را معالجه كند . محمد بن سليمان را عادت اين بود ، حرفهائى مىزد ، كه كذب آن بر شنونده معلوم بود . روزى يوحنا نزدش رفت و من در خانهء بيمار بودم . محمد بن سليمان در باب خوراك خود با يوحنا مشورت مىكرد . يوحنا به او گفت : من تكليف هر روزه را برايت گفتهام و تصور مىكردم سلامتى را دوست دارى ، ولى اكنون دانستم كه سلامتى را مايل نيستى و درد را دوست دارى . اگر بدانم راستى چنين است ، ديگر دستورى نمىدهم . ابن - مشغوف به او گفت : اى نادان ! كيست كه درد را بر سلامتى ترجيح دهد ؟ يوحنا گفت : تو چنينى و دليل آن هم اين است كه سلامتى دنيا شبيه حق و ناخوشى شبيه به باطل است . تو بيشتر عمر خود را دروغ مىگوئى و همين دروغهاى تو مادهء بيماريت شده است . در اين صورت چگونه مىشود سالم گردى ، درصورتىكه بيشتر عمر خود را بدروغ مىگذرانى .