ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
409
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
نمودهاند . مردم شام و جزيره مردمى هستند كه اگر به آنها محبت كنى و روى خوش نشان دهى همگى شيعه تو مىشوند . دليل اين مطلب آن است كه آنان ( شاميان ) در ركاب عبد اللّه - بن على و بكمك او جنگ كردند ، درحالىكه عبد اللّه خون بسيارى از آنان را ريخته بود ، زيرا بعدا به آنها احسان و از طريق مودت با آنها رفتار كرد . آنها به تو كه خونى از آنها ريختهاى و به آنها محبت خواهى كرد ، متمايلتر خواهند شد . عيسى از ولايت كوفه استعفاء كرد و از منصور خواست او را بجاى ديگر بفرستد . منصور به او گفت : كوفه دار الخلافه است و نبايد خالى از خليفه يا ولى عهد باشد . به عيسى وعده كرد ، يك سال در كوفه و يك سال در مدينة السلام ( بغداد ) بماند ، به اين ترتيب اگر منصور بكوفه آمد عيسى ببغداد برود و اگر منصور در بغداد ماند ، عيسى در كوفه باشد . عيسى ناچار در كوفه ماند و چون خراسانيان از منصور خواستند كه فرمان ولايت عهدى را بنام مهدى صادر كند ، عيسى بطبيب خود گفت : اى فرات عقيدهء تو در اين باب چيست ؟ از من خواستهاند كه محمد فرزند امير المؤمنين را بر خود مقدم بدارم . تو چه مىگوئى و چه راهى پيش پاى من مىگذارى . فرات گفت : چگونه مىتوانى از زير بار اين امر شانه خالى كنى ؟ بايد امروز و هم فردا امر را اطاعت نمائى و اطاعت تو بايد مستمر و دائمى باشد . عيسى پرسيد بايد ؟ بايد گفتى امروز و بعد از امروز هم بايد اطاعت كنى مقصودت چيست ؟ امروز معلوم است بعد از امروز چه معنى دارد ؟ فرات گفت : بعد از امروز يعنى اگر فردا محمد فرزند امير المؤمنين از تو خواست خود را خلع نمائى و خلافت را بيكى از فرزندان او واگذار كنى ، هيچ چارهاى در قبول آن ندارى و نمىتوانى با آنها مخالفت نمائى و هرچه از تو بخواهند بايد فورا اطاعت كنى . موسى گفت : طبيب مزبور ( فرات ) در خلافت منصور وفات كرد . چون مهدى از عيسى خواست خود را از ولايت عهدى خلع كند و زمام امر را به الهادى پسرش بسپارد ، عيسى بن موسى پيش خود گفت : خدا ترا اى فرات بكشد ! چه رأى صائبى