ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

408

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

كرد و خانواده‌اش را بجا مىگذارد و مىرود ، چه رسد بخانوادهء تو . موسى گفت : عيسى درصدد برآمد خانوادهء خود را از كوفه خارج كند ، ولى منصور خليفه اجازه نداد . او ( موسى ) گفت : چون عيسى فاتح گرديد و بكوفه برگشت و ابراهيم بن عبد اللّه كشته شد ، منصور ببغداد نقل مكان نمود . فرات به عيسى گفت : از منصور بخواه كه با او به شهر جديد الاحداث به روى . عيسى از منصور اجازه خواست با او ببغداد بيايد . منصور به او اجازه نداد و گفت : تو بايد در كوفه بمانى . عيسى هم مطلب را بطبيب خود فرات بازگو كرد . فرات به عيسى گفت : معلوم مىشود ، منصور تو را از ولايتعهدى خود خلع كرده ، زيرا اگر مىخواست تو وليعهد او باشى ، تو را بخراسان كه شيعيان و پيروان تو در آن حدود هستند مىفرستاد و اينكه تو را در كوفه يعنى محلى كه دشمنان او و دشمنان تو در آنجا هستند و محلى كه محمد بن عبد اللّه را در آن كشته‌اى گذارده است ، نشانه آنست كه تدبيرى انديشيده ، كه تو و اخلافت را بكشتن دهد . محال است كه تو را به حكومت بخراسان بفرستد ، زيرا از تو شجاعت و تهور ديده است . پس از او بخواه ترا والى جزبرتين ( بين النهرين شمالى و جنوبى ) يا والى شام نمايد و اگر والى يكى از اين دو محل شوى در آنجا بمان . عيسى به فرات گفت : آيا ولايت كوفه را كه مردم آن شيعهء بنى هاشمى هستند ، براى من مناسب نمىدانى ، ولى ولايت شام و جزيرتين را كه مردم آن از شيعيان بنى اميه هستند مناسب مىدانى ؟ . فرات گفت : گرچه مردم كوفه خود را شيعهء بنى هاشمى معرفى كرده‌اند ، ولى شيعه تو و شيعه خانواده تو نيستند و آن شعبه از بنى هاشم را كه آنان ( اهل كوفه ) دوست مىدارند ، شما نيستيد . آنان شيعيان بنى ابو طالب مىباشند و تو خون آنها را بقدرى ريخته‌اى كه مردم كوفه دشمن سرسخت تو شده‌اند و بر خود حلال دانسته‌اند ، كه از تو انتقام و قصاص بگيرند و شيعه بودن مردم شام و جزيرتين بر اصل ديانت نيست ، بلكه به علت محبتها و احسانهائى است ، كه بنى اميه به آنها