ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

402

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

داروى قوى آن كيموس « 1 » فاسد را ريشه‌كن كند . اين دارو قوىترين داروئى است ، كه بايد در اين موارد استعمال شود و من نگفتم كه او را شفا مىدهم ، بلكه گفتم يك دارو باقى است و اگر آن دارو او را معالجه نكند ، ديگر علاجى ندارد ، زيرا ديدم اين مرد تمام قواى خود را از دست داده است . با اين حال احتمال مردن او را مىدادم و اگر نمىخورد نيز تلف مىشد و از طرفى از خوردن آن احتمال شفاى بيمار مىرفت . رشيد توضيحات يزيد را تحسين كرد و ده هزار درهم به او بخشيد . سپس هارون از ثمامه عيادت كرد . رشيد به او ( ثمامه ) گفت : آيا در خوردن دارو قوت قلب بخرج دادى ؟ ثمامه گفت : اى امير المؤمنين ! من از جانم مأيوس شده بودم و شنيدم طبيب مىگويد : اگر اين دارو را بخورم اميد شفا مىرود . منهم تكيه كردن بر اميد را بر يأس ترجيح دادم ، و لو آنكه بيك لحظه باشد . آن را خوردم و معلوم شد ، كه خيرى در آن از طرف خداوند بود . » من ( ابن ابى اصيبعه ) مىگويم : اين حكايت با آنچه از رسول اكرم ( ص ) روايت شده متناسب است . و آن اينكه مرد عربى نزد رسول اكرم ( ص ) رسيد و گفت : يا رسول اللّه برادرم مبتلى به بيمارى خوف شده « 2 » و هرچه او را معالجه كرديم مؤثر نشده است . رسول اكرم ( ص ) به او فرمود : او را عسل زنبور بخوران . آن مرد مطابق دستور عمل كرد ، ولى اسهال بيمار زياد . دوباره نزد رسول خدا ( ص ) آمد و عرض كرد : اسهالش زياد شد . رسول خدا ( ص ) فرمود : باز ويرا عسل بخوران . مرد بدستور عمل كرد ، ولى اسهال برادرش زيادتر گرديد . سه‌باره حضور رسول اكرم ( ص ) رسيد و شرح‌حال برادرش را بيان كرد : پيغمبر ( ص ) باز فرمود : ويرا عسل بده . روز سوم اسهال بيمار قطع گرديد . آن مرد مراتب را برسول اكرم ( ص ) گزارش كرد . پيغمبر ( ص ) فرمود : خدا راست فرمود و شكم برادرت دروغ . فرمايش خدا يعنى تكرار در خوردن عسل از آن نظر بود ، كه

--> ( 1 ) - Chyme ( 2 ) - خوف در اينجا كنايه از حالت اسهال است ( مترجم ) .