ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

378

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

1 8 - عيسى معروف بابو قريش اسحاق بن على رهاوى در كتاب « ادب الطب » از عيسى بن ماسه نقل كرده است : يوحناى ماسويه به من گفت : كه ابو قريش داروساز و دارو فروش و مردى صالح و متدين واقعى بود و در محلى نزديك قصر خليفه مىنشست . روزى خيزران « 1 » جاريه مهدى قارورهء خود را بكنيزش داد و گفت : آن را بطبيب نشان ده . كنيز قاروره را كه با خود آورده بود ، در خارج قصر بابو قريش طبيب نشان داد . ابو قريش بوى گفت : اين قاروره زنى است كه پسرى آبستن است . كنيزك برگشت و بخانم خود خيزران بشارت داد . خيزران بوى گفت : نزد او برگرد و درست مطلب را تحقيق كن . كنيز نزد ابو قريش برگشت و دوباره از او موضوع را پرسيد ؟ ابو قريش بوى گفت : آنچه به تو گفتم صحيح است ولى بايد مژدگانى مرا بدهى . كنيز گفت : مژدگانى تو چطور و چه چيز بايد باشد ؟ ابو قريش گفت : يك پياله پالوده و يك خلعت آبرومند . كنيز بابو قريش گفت : اگر پيش‌بينى تو درست درآيد ، دنيا را به طرف خود كشانيده‌اى و نعمتهاى دنيا به تو روى مىآورد . كنيز رفت و بعد از چهل روز خيزران احساس حمل كرد . سپس يك بدره درهم براى ابو قريش فرستاد و مطلب را بر مهدى خليفه مكتوم داشت . پس از چندى موسى الهادى برادر هارون الرشيد را زائيد . در آن هنگام به مهدى گفت : طبيبى در نزديكى دربار است ، كه از نه ماه پيش اين مطلب را به من خبر داد . اين خبر به جورجس بن جبرائيل رسيد و گفت : اين مطلب دروغ و بىربط است . خيزران از بيان جورجس در خشم شد و امر كرد فى المجلس يك‌صد سينى با ظرفهاى پالوده با يك‌صد دست لباس حاضر نموده و يك اسب با زين و لگام براى

--> ( 1 ) - خيزران كنيزى بود كه مهدى عباسى ويرا خريد و سپس او را آزاد و با وى تزويج نمود . هادى و هارون الرشيد از وى به دنيا آمدند . اين زن در دستگاه خلافت بسيار مؤثر و يكى از گردانندگان دستگاه سياست بود . تاريخ ويرا يكى از اعجوبه‌ها مىشناسد . وى زنى بسيار فهيم و شجاع و جمعى از تاريخ‌نويسان ويرا ايرانى معرفى كرده‌اند ( مترجم ) .