ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

379

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

ابو قريش فرستادند . مدتى نگذشت كه خيزران هارون الرشيد را آبستن شد . جورجس به خليفه مهدى گفت : خوب است شما خودتان اين مطلب را امتحان نمائيد . مهدى نيز قاروره خيزران را نزد ابو قريش فرستاد . ابو قريش تا آن را ديد گفت : عجب اين هم قارورهء دخترم ام موسى مىباشد ، كه آبستن به پسرى است . فرستاده برگشت و اين خبر را به مهدى داد . مهدى تاريخ گذارد و پس از چند ماه خيزران هارون الرشيد را به دنيا آورد . در اين موقع خليفه ابو قريش را احضار كرد و او در مقابل خليفه ايستاد . خليفه دستور داد به او خلعت بدهند و همان گونه كه ايستاده بود خلعتها و كيسه‌هاى پول طلا و نقره را در برابرش گذاردند ، تا آنكه ارتفاع خلعت‌ها و كيسه‌هاى پول از سرش گذشت . خليفه موسى و هارون پسران خود را در دامان او نشانيد و به او كنيهء ابو قريش يعنى پدر عرب داد . خليفه بجورجس گفت : اين مطلبى است كه خودم شخصا آن را تجربه كردم . از آن تاريخ ابو قريش در رديف جورجس بن جبرائيل بلكه از او بالاتر قرار گرفت . پس از نوبت مهدى و رسيدن خلافت بهارون « 1 » و وفات جورجس پسرش در رديف شاگردان ابو قريش قرار گرفت و هر دو در خدمت هارون الرشيد بودند . چون ابو قريش وفات كرد بيست و دو هزار دينار بعلاوه اشياء و اثاث گرانبهاى ديگر از خود بجاى گذارد . يوسف بن ابراهيم گفت : عباس بن على بن مهدى برايم نقل كرد : كه هارون - الرشيد ، مسجد جامعى در باغ موسى الهادى بنا نهاد و ببرادران و خانواده‌اش امر كرد ، كه هر روز جمعه در آن مسجد حاضر شوند ، تا خودش براى آنها نماز گذارد . او ( عباس ) گفت : پدرم على بن مهدى روز گرمى در آن مسجد حاضر شد و نماز گذارد

--> ( 1 ) - بايد دانست پس از فوت مهدى فرزندش موسى الهادى چند ماهى خلافت كرد . ( مترجم )