ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

369

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

و از آنها خواست يكى از بين خود ، كه شايسته‌تر است معين نمايند . تمام اطباء به علت حسدى كه بر جبرئيل و به قصد آنكه او را از بغداد و از پناه عضد الدوله دور سازند ، راى دادند ، كه جبرئيل را براى معالجه صاحب بن عباد بفرستند ، تا از وجود او در مركز آسوده شوند . اطباء بعضد الدوله گفتند : هيچيك از ما صلاحيت ابو عيسى جبرئيل را نداريم ، زيرا او صاحب منطق قوى است و بعلاوه فارسى هم مىداند . عضد الدوله با نظر آنها موافقت نمود . لذا وجوهى براى تهيه سفر و مال سوارى خوب و چند قاطر براى حمل اثاث بوى داد و او را نزد صاحب بن عباد فرستاد . چون جبرئيل به شهر رى رسيد ، دستگاه صاحب بن عباد و شخص وى برخورد بسيار خوبى با او نمودند . صاحب وى را در درمانگاهى ( مزاحة العلل ) جا داد و فراش و خدمتگذار و آشپز و ناظر و دربان و صندوقدار برايش معين كرد . پس از يك هفته صاحب بن عباد او را خواست و جمعى از علماء را كه بفنون مختلف آگاه بودند نيز دعوت كرد . يكى از آنها كه از اهالى رى و تا اندازه‌اى بعلم طب آگاه بود ، براى بحث و مذاكره با او معين نمود . آن شخص سؤالاتى در مورد نبض از جبرئيل نمود . جبرائيل مقصود او را دريافت و در ابتداى بحث جوابهائى در حدود سؤال به وى پاسخ داد . ولى بعدا علل و جهات دلائلى را عنوان كرد ، كه حاضران در آن جلسه اساسا آن مطالب و دلايل را نشنيده بودند و درعين‌حال ايراداتى هم بر مسئله وارد ساخته و خودش آنها را حل نمود . چون چنين شد ، تمام حاضران در جلسه نسبت بجبرئيل نهايت احترام را مرعى داشتند . لذا صاحب بن عباد خلعت‌هاى فاخر به او بخشيد و از او خواست كناشى برايش تنظيم كند ، كه فقط امراض عارضه از سر تا پا را در آن كناش يادداشت كند و مطالب ديگرى بر آن نيفزايد . جبرئيل كناش كوچك « كناش الصغير » خود را تنظيم كرد و آن را اختصاص بامراض عارضه از سر تا پا طبق دستور صاحب بن عباد اختصاص داد و بوى تقديم كرد .