ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

370

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

عمل او بسيار دلنشين صاحب بن عباد گرديد و انعامى كه هزار دينار ارزش داشت ، بوى مرحمت نمود . جبرئيل پيوسته مىگفت : دويست ورقه نوشتم و هزار دينار گرفتم . چون خبر مربوط به رفتار صاحب بن عباد و جلسهء مناظرهء جبرئيل با علماى رى به عضد الدوله رسيد ، از دانش جبرائيل بسيار در عجب شد . بدين جهت مقامش نزد عضد الدوله زيادتر گرديد . جبرئيل چون با وضع و ظاهرى آراسته و جالب و عده‌اى زنان و خدم و حشم وارد بغداد شد ، مورد لطف و محبت عضد الدوله قرار گرفت . عبيد اللّه گفت : شخصى مورد اعتماد برايم نقل كرد : كه بعد از مراجعت جبرئيل ببغداد ، اطباء بديدن او به قصد تبريك آمدند . ابو الحسين بن كشكرايا ، شاگرد سنان به او گفت : اى ابو عيسى ، كاشتيم ، تو چيدى . خواستيم تو را دور كنيم ، تو نزديكتر شدى . جبرئيل خنديد و در جواب گفت : كارها مطابق ميل انجام‌پذير نيست ، بلكه اين جهان مدبر و صاحبى دارد . جبرئيل سه سال در بغداد ماند . خسرو شاه بن مبادر ، بزرگ ديلم بيمار شد و وضع مزاجى او بدانجا كشيد كه بايستى مراقب حال او باشند . وى كم‌كم لاغر و نحيف شد و احساسات او بسيار تند گرديده بود . خسرو شاه دوازده طبيب از اهالى رى و محلهاى ديگر داشت . آنچه اين اطباء او را درمان كردند ، مفيد واقع نمىشد ، بلكه حالش رو بوخامت مىرفت . خسروشاه از صاحب بن عباد خواست ، طبيبى حاذق برايش بفرستد . صاحب بن عباد گفت : من مردى شايسته‌تر از ابو عيسى جبرئيل سراغ ندارم . خسروشاه از صاحب بن عباد خواست كه با جبرئيل مكاتبه كند و از او خواست كه بعيادت او برود ، زيرا بين صاحب بن عباد و جبرئيل دوستى برقرار شده بود و درعين‌حال به عضد الدوله نيز مطلب را نوشت و صاحب بن عباد از عضد الدوله خواست كه جبرئيل را نزد او بفرستد و حالت خود را تشريح نمود ، كه نبايد در اين كار تأخير روى دهد . عضد الدوله او