ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

368

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

من نيست ، زيرا من تغييرى نكرده و همان هستم كه بودم . احترام شما براى لباس من است . پس از رفتن سفير نام جبرائيل بواسطه اعمال طبىاش در فارس و كرمان شهرت بسزائى يافت . همين امر سبب خروج او از شيراز شد . چون خبر او بعضد الدوله كه اوائل استقرارش در شيراز بود رسيد او را ( جبرائيل ) خواست . جبرائيل هم رساله‌اى كه در مورد عصب چشم نوشته بود . و عبارات سليس و ان شاء مطلوبى داشت ، همراه خود آورد و تقديم عضد الدوله كرد . عضد الدوله از جبرائيل و رساله‌اش بسيار خوش‌آمد و به اين سبب جبرائيل مقام ممتازى نزد شاه يافت . عضد الدوله برايش وظيفه و مزايائى معين كرد و او را در عداد ساير اطباء درآورد . در اين خلال « كوكين » شوهر خالهء عضد الدوله ، كه والى بخش « جورقب » بود بيمار گرديد . از عضد الدوله ، طبيب خواست . عضد الدوله جبرائيل را بعيادت كوكين فرستاد و چون نزد او رسيد ، فوق‌العاده به او احترام و از او تجليل نمود . كوكين درد مفاصل و نقرس داشت ، بعلاوه اندرونه ( احشاء ) او هم ضعيف گرديده بود . جبرائيل براى بيمار داروهاى هضمى از سيب تهيه كرد . اين امر در سال سيصد و پنجاه و هفت اتفاق افتاد . بيمار بسيار از آن استفاده كرد و در نتيجهء اين معالجات انعام بجبرائيل داد و او را محترمانه بشيراز برگرداند . آنگاه كه عضد الدوله ببغداد حركت كرد ، جبرائيل را با خود به بغداد آورد . جبرائيل در بيمارستانى كه عضد الدوله او را تجديد بناء كرده بود ، به خدمت مشغول شد . وى دو حقوق مىگرفت ، بدين ترتيب : اول حقوق مخصوص خود كه سيصد درهم شجاعى و دوم حقوقى هم از بيمارستان به همان مبلغ به او داده مىشد . بعلاوه مزايائى هم داشت . نگهبانى جبرئيل در بيمارستان هفته‌اى دو شبانه‌روز بود . چون صاحب بن عباد رحمه اللّه مبتلى به بيمارى معده شد از عضد الدوله طبيبى خواست . صاحب بن عباد مردى بسيار مشهور در فضل و علم و رفتار و كردار نيك بود . عضد الدوله اطباء بغدادى و ساير اطباء را جمع و احضار و با آنان مشورت نمود .