ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
358
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
خاص از همه چيز بخورند و اگر بر سر يك يا چند سفره مىنشستند ، ممكن بود بيكى بيشتر و به ديگرى كمتر برسد و سبب رضاى عدهاى و عدم رضايت برخى گردد . يكى بگويد سير شدم و ديگرى بگويد نه . ولى به اين كيفيت همگى سير و خشنود شدند . متوكل پذيرائى بختيشوع را كه ديد ، بنظرش كار بزرگى آمد . چون متوكل خواست بخوابد ، به او ( بختيشوع ) گفت : ميل دارم مرا در جاى روشن و خالى از مگس بخوابانى . متوكل تصور مىكرد ، اين امر براى بختيشوع ميسر نيست . بختيشوع از پيش براى جلوگيرى از هجوم مگسها سينىهاى شيره حاضر كرده و روى سطح بامهاى خانه قرار داده بود ، تا مگسها به سينىهاى شيره توجه نمايند و داخل خانه نشوند . با اين پيشبينى حتى يك مگس به پائين حياط خانه و اطاقها نيامد . سپس متوكل را به اطاق مرتفع بزرگى كه در سقف آن جامهاى شيشه تعبيه شده و محل را بسيار روشن مىكرد ، برد . محل مزبور با كتان ( كنف ) پوشيده شده و روى كتان را با دبيقى ( پارچه منسوب به دبيق مصر ) كه آغشته بگلاب و صندل و كافور بود ، قرار داده بودند . چون متوكل تمدد نمود ، عطرهاى بسيار مفرح بمشامش مىرسيد و نمىدانست اين عطرها از كجاست . زيرا نه در اطاق و نه در پشت آن مواد و ميوههاى معطر نگذارده بودند . وى از اين امر در عجب شد . لذا بفتح بن خاقان دستور داد ، مطلب را دنبال كند و بفهمد اين بوهاى خوش از كجاست . فتح بن خاقان هم تمام خانه و اطاقهاى را گشت و پنجرهها و گلخانه و پنجرههائى كه در اطراف آن تعبيه شده بود همه را ديد . وى متوجه شد كه در خارج اطاق دريچههائى موجود و در زير آنها انواع گلها و ميوههاى و دستنبو و بوتههاى سبز خشبو مانند ريحان و غيره كه عطرهاى تندى داشتند ، همچنين در آنجا خربوزهها ( دستنبو ) ديد ، كه محتوى آنها را خارج ساخته و بجاى تخمهاى آن سبزيهاى خشبو و گل گاو زبان يمانى ريختهاند . همچنين در آنها يك نوع برگ ريحان هندى كه آنها را با گلاب و عطرهاى محلى خيسانيدهاند گذاردهاند . بعلاوه كافور و شراب كهنه و زعفران موئى در آن قرار دادهاند ، كه عطر آنها در خانه منتشر بود . فتح بن خاقان غلامانى را ديد ، مأمور ادارهء اين عطريات بوده و با هريك از آنها مجمرهايست ،