ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
359
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
كه دانههاى معطر در آن ريخته و در تمام خانه مىگردند و هواى خانه را خشبو مىسازند . در داخل خانه توريهائى تعبيه شده بود كه لابلاى آنها سبزيهاى خشبو خرد كرده گذاردهاند و بوى خوش آنها از پشت آن توريها به داخل خانه عطرپاشى مىكرد . فتح بن خاقان آنچه را كه ديده بود براى متوكل نقل كرد . متوكل از آن همه تشريفات و وسائل بتعجب افتاد و بر بختيشوع حسد برد ، كه چگونه متنعم بوده ، و از نعمتهاى خود استفادهء كامل مىكند . لذا قبل از آنكه روز به آخر رسد و ببهانهء آنكه چيزى بدنش را آلوده كرده از خانه خارج شد و كينهء او را در دل گرفت . سپس او را مغضوب ساخت و اموال بسيارى از او مصادره كرد ، كه به حساب نمىآمد . در ميان اثاث او چهار هزار شلوار از پارچه دبيقى سينيزى يافتند ، كه بند آنها ابريشم ارمنى بود . متوكل حسين بن مخلد را احضار و دستور داد خزانه و انبارهاى بختيشوع را مهروموم نمايد . بعدا آنچه به كار متوكل مىخورد بقصرش بردند و مقدار معتنابهى از اثاث را فروخت ، كه ديگر جز چيزى هيزم و زغال و نبيذ و ادويه باقى نمانده بود كه آنها را حسين بن مخلد بشش هزار دينار خريد . نوشتهاند : حسين بن مخلد مقدارى از آنها را بهشت هزار دينار فروخت . در اين خلال حمدون نامى نسبت بابن مخلد حسادت ورزيد و نزد متوكل از او بدگوئى كرد و آنچه در دست ابن مخلد باقى مانده بود كه بشش هزار دينار خريده بود صرفنظر كرد و به حمدون داد . با اين حال باز هم باقىمانده قسمت اخير را حمدون به دو برابر فروخت . اين پيشآمد در سال دويست و چهل و چهار هجرى اتفاق افتاد . فثيون ترجمان گفت : المعتز باللّه در ايام متوكل مريض شد . بيمارى او از حرارت بود و هيچ نوع دارو و غذائى نمىخورد . متوكل بسيار از اين وضع ناراحت و غمگين شد . بختيشوع و ساير طبيبان بعيادت المعتز رفتند و آنچه به او نصيحت كردند