ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
14
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
غار و عسل چيز ديگرى نيست كه به آن درجه از كثرت و فائده و نفع رسيده است ، و استخراج آن از طريق وحى و الهام نبوده ، بلكه از راه قياس در حال صفاى ذهن در مدت طولانى استخراج گرديده است . » حال اگر بگوئى از كجا معلوم شد كه داروى مزبور ناچار ضدى هم دارد ؟ مىگوئيم : هنگامى كه بكشنده بيش « 1 » نظر انداختند ، و ديدند كه چون روى بيش افتاد آن را خشك و تلف كرد ، دانستند كه در موارد ديگر همچنين چيزى هست و دنبال آن رفتند . البته دانشمند زيرك و باهوش قدرت آن را دارد كه از معلومات خود مطالب مجهولهاى را كشف كند . جالينوس كتابى در اين زمينه دارد كه صناعات چگونه بدست آمده ولى اضافه از آنچه ما نوشتهايم چيزى بر آن زياد نكرده است . من مىگويم : قصد ما از نقل اين آراء با اختلاف و تنوعى كه داشتند ، اين بود كه تمام عقايد هر دستهاى را بيان كرده باشيم . بهطورىكه ملاحظه شد ، چون اختلاف و تباين آراء در اين باب زياد است ، تشخيص آنكه كاشف اول طب چه شخصى بوده ، يا چگونه در اول امر بوجود آمده است ، بسيار بسيار مشكل است ، ولى اگر انسان عاقل كه در حدود معقولات خود در اين امر فكر كند ، خواهد فهميد كه بوجود آمدن صنعت طب در اوايل امر از مجموع اين امور يا بيشتر آنها بدست آمده است كه نقل كرديم . ما مىگوئيم : صناعت طب يك امر ضرورى اجتماعى است و بين مردم و طب يك ملازمه ضرورى وجود دارد . طب متكى و منوط بمردم است ، هرجا مردم باشند طب هم هست ، نهايت آنكه باختلاف زمان و كم و زياد خوردن ، و قوت تميز و ادراك يك قوم و فقدان آن در قوم ديگر اختلاف داشته است و لذا در نزد قومى مورد حاجت
--> ( 1 ) - بيش نباتى است بمانند زنجبيل كه تازه و خشك دارد . داراى زهر كشندهاى است كه هر حيوان را كشد و در هندوستان رويد . ترياق آن فارة البيش ( بيش موش ) است . ( Aconitum ferox )